ثبت خاطرات گذشته و ثبت وقایع سیاسی اقتصادی فرهنگی مذهبی ورزشی و... اجتماعی |
به لطف خدا باز توفیق حاصل گردید تا به شهر مقدس وبه زیارت آقا امام رضا (ع) برویم آقای حسینیان از بستگان خوب ما عامل این توفیق بودند وبا توجه به اینکه همانند سال گذشته که تعدادی از نیروهای ادارات کل استان را به مشهد مقدس اعزام نموده اند امسال هم تعداد دیگری از افراد را اعزام نموده وما را هم مورد لطف و عنایت خویش کما فی السابق قرار داده اند قرار شد من و باجناقم باتفاق حاج خانمها با وسیله نقلیه خودم حرکت نمائیم لذا در ساعت 30/15 روزیکشنبه م24/09/87 به سمت مشهد حرکت نموده ایم . حاج محمد فرزند باجناقم در مینو دشت درس می خواند لذا جهت رفتن به شهر مذکور با ما همسفر شد نماز مغرب و عشاء را با راهنمایی حاج محمد در امامزادگان محمد بن زید و محمدبن جعفر صادق (ع) که در نزدیکی شهر مینودشت سمت راست و در بالای کوه قرار دارد به جا آوردیم با توجه به تاریکی شب و قرار گرفتن امامزاده در بالای کوه و روشن بودن چراخهای اطراف شهر ها چشم انداز زیبای را نظاره گر بوديم پس از پیاده نمودن محمد به سمت مشهد مقدس حرکت نموده و ساعت 23 شب در شهر بجنورد پس از صرف شام حرکت نموده و ساعت 30/2 در پارکینگ شماره 4 حرم مستقر شدیم

من از بس که خسته بودم در داخل ماشین خوابیده و حاج خانم باتفاق باجناق و خواهر خانمم به حرم رفتند ساعت 30/4 بیدار و وارد حرم شده وپس از زیارت و خواندن نماز مجددا" به داخل ماشین برگشته و تا ساعت 11 صبح خوابیدم پس از آن با آقای حسینیان که بوسیله اتوبوس حرکت نموده اند تماس گرفته وگفتند ما در مشهد هستیم و قرار شد ساعت 30/13 در محل هتل همدیگر بینیم ماشین را نزدیک هتل در پارکینگی پارک نموده و در ساعت مقرر درهتل حاضر شده و پس از دیدار همسفران نهار در رستوران هتل صرف نموده و پس از آن استراحت نموده ایم روز دوشنبه هوا در مشهد خوب بوده ولی شب هوا خیلی سرد شد که در روز سه شنبه شاهد بارش برف شدیم النهایه تا روز پنجشنبه 29/09/87در مشهد مقدس بودیم و به فراخور زمانهای مختلف در حرم رفته وزیارت و نماز بجا می آوردیم با توجه به فرارسيدن عيد غدير زوار زيادي به شهر مشهد مقدس آمده و جمعيت زيادي در حرم حضور داشته اند شب عید غدیر ما با خریدن آجیل و میوه در اتاق خودمان با حضور چند از دوستان جشن گرفتیم من و باجناقم و آقای حسینیان باهم در یک اتاق هفت نفره مستقر بودیم خیلی سفر خوبی بود ضمنا " دخترم در روز سه شنبه باتفاق همکلاسی و مدیران دبیرستانش عازم مشهد شده بود که در صبح روز چهارشنبه روز عید غدیر در چهارراه برق خیابان صدوق دنبال او رفته و نزد خويش در هتل آورديم النهایه بعد از ظهر روزپنجشنبه ساعت 30/2 به سمت آمل حرکت نمودیم قبل از حرکت به دوست عزیزم حاج قا سم علی در گرگان تماس گرفته تا شام منزل ایشان برویم که ساعت 30/20 به منزل ایشان رسیده و پس ازدیدار و صرف شام و استراحت ساعت 24 به سمت آمل حرکت نموده و ساعت 45/1 به منزل رسیدیم

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|