تبليغاتX
گذشته چراغ راه حال و آینده

kahkeshan11

حسن مجیدی

kahkeshan11

http://kahkeshan11.blogfa.com

گذشته چراغ راه حال و آینده

گذشته چراغ راه حال و آینده

گذشته چراغ راه حال و آینده

مطالبی در رابطه با وقایع و اتفاقات و خاطرات گذشته اعم از خصوصی واجتماعی در وبلاگم بفراخور توان می نویسم و متعقدم ما باید از گذشته ها پند گرفته و چراغ راه حال و آینده زندگی خویش را برآن ترسیم نمائیم النهایه گذشته هرکس و هرملت پیشینه هویت اوست مثل حفظ و آثار نیاکان خودمان همانند تخت جمشید و یا حفظ و دلاوریهای هشت سال مقاومت جوانان غیور این مرزو بوم در مقابل دشمن . ثبت خاطرات گذشته و ثبت وقایع سیاسی اقتصادی فرهنگی مذهبی ورزشی و... اجتماعی

گذشته چراغ راه حال و آینده

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!    امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " گذشته چراغ راه حال و آینده " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. 
آرشیو تماس با ما


درد دل با حسین

حسین جان سلام راستی از چند وقت پیش دقیقا" از روز 29/3/88 که سالروز شهادت تو در سال 1363بود خواستم مطلبی بنویسم اما این روزها چنان فضا دلگیر شده بود نمی دانستم از کجا بنویسم آن روز ی که توسط افراد از خدا بی خبر کومله به رگبار گلوله بسته و به درجه رفیع شهادت نائل شدی یادت هست اینقدر گلوله خوردی که بدنت سوراخ شده بود و برایت یک لباس دیگر پوشانندتا ما نفهمیم که چقدر گلوله خوردی وهمینطور هم شد  و با همان لباس دفنت کردیم به یاد داری در زمان شما جوانان این مرز و بوم با تمام عشق علاقه فراوان در مقابل هجوم دشمنان ایستادگی کرده و بزرگترین آروزی خویش را شهادت در راه خدا می دانستند مسئولین رده بالا هم خویشتن را هم سطح افراد عادی جامعه دانسته و همه یکدل و همدل در جهت مبارزه با دشمنان خارجی و داخلی بوده و کلیه موانع را از سر راه بر می داشتند آن زمان عشق و معنویت موج میزد و فضا علیرغم کشته شدن جوانان و مسئولین کشور توسط دشمنان خارجی و  داخلی عطر آگین و معطر بوده است مسئولین کشور به فرموده شهید مظلوم دکتر بهشتی شیفته خدمت بودند نه تشنگان قدرت . اما ار آن زمان تاکنون بیش از بیست سال می گذرد متاسفانه گذشت زمان خیلی چیز ها را عوض کرد تو و یارانت به درجه رفیع شهادت نائل شده و بنا بر وعده خداوند کریم زنده و نزد او روزی می خورید و من حتم دارم بر اوضاع ما ناظر هستید خوش به حال شما و تاسف به حال ما . راستی زمان چه زود سپری شد انگار دیروز بود تشییع جنازه ات کرده و مراسم دفن و ختمت را گرفته بودیم تا چشم برهم بزنیم وقت ما تمام شده به جمع مردگان خواهیم پیوست  گرچه الان هم مرده محترک هستیم و آن وقت غبطه ما به موقعیت شما بیشتر خواهد شد .چه بگویم بعد از جنگ تازه فهمیدیم جهاد اکبر چیست عموما" در این مبارزه به انحای مختلف شکست خوردیم ما می بایست کار زینبی میکردیم ولی باید اعتراف کنم هم حسینی و هم در صورت لزوم یزیدی می شویم چنان امیال دینوی ما را در چنبره خویش قرارداده که قادر به رهایی آن نیستیم گرفتن پست و مقام در سطوح مختلف دیگر بحث شیفته بودن مطرح نیست بلکه بحث قدرت گرفتن جناحها مورد ملاک شده است در این راستا از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف مورد استفاده قرار می گیرد متاسفانه خیلی از ارزشها کمرنگ شده است  که اهم آن مادیت جای معنویت را گرفته دیگر آن رنگ و لعاب گذشته راندارد و ریاکاری و نفاق  جایگزین ان شده است کسب ثروت کلان نامشروح ولی بشکل مشروح بسیار رواج پیدا کرده است شاید تعجب کنی که جنگ و دفاع از کشور عزیزمان به سخره گرفته شد و گفتند آنهائیکه در جبهه حضور داشتند ادمهای زرنگی نبوده و فکر اقتصادی نداشتند و اگر تفکر اقتصادی داشته بودند به جبهه نمی رفتند . حسین جان گرچه خودت و یارانت شاهد اینگونه تغییرات هستید و لی مسئولین و ما از شما غافل شدیم و یادمان رفته شما برای چه جان عزیزتان را در راه اسلام و مملکتان هدیه دادید الان آنچه مهم بوده  جنگ برسر کسب قدرت و ثروت بوده که دیگر از حالت نهان کاری خارج شده و به شکل کاملا محسوسی رواج یافته است راستی کسانی هستند از زمان شما که آلوده نشده اند و نظاره گر اوضاع بوده و نگران و دلواپس می باشند . روحت شاد و یادتت به خیر

 

 

حسن مجیدی یکشنبه چهاردهم تیر 1388  نظر بدهید!

شهید حسین

روز دوشنبه همين هقته مورخ 17/4/87 بود كه برادر بزرگترم به اداره نزد من آمده و يك حلقه فيلم 5 دقيقه اي مرتبط با ديدار ما با برادر شهيد م از بنياد شهيد آورده بود بلافاصله فيلم را بوسيله كامپيوتر اداره ديدم صحنه عجيبي بود دقيقا به آن زمان سال 63 برگشتم زمانيكه 20ساله بودم همانطوريكه شرح خبردار شدن شهادت برادرم را قبلا گفتم قبل از تشييع جنازه بنياد كليه بازماندگان شهيد را جهت خداحافظي فرا خواسته و ما به محل بنياد رفتيم تابوت در وسط حياط بوده فاميلها كنار تابوت حلقه زده و گريه و زاري مي كردند پدرم در بالا سر تابوت و 2 تا از عمه هايم در كنارش و مادر و خوهرانم و همسر شهيد در كنار جنازه كه با لباس نظامي بوده قرار داشته و هر كدام از آنان به شكل جانسوز نغمه هاي عزاداري را سر مي دادند . من آن روز را دقيقا به ياد داشته ام اما با ديدن فيلم انگار به آن زمان برگشته و خويشتن را همسو با جريان فيلم مي ديد ه ام . ديدن فيلم در حاليكه پدرم و مادرم و يكي از عمه هايم كه والده محترمه شهيد بوده و نيز عمويم كه از دنيا رفته و به رحمت الهي پيوستتند ناراحت كننده بود و همچنين يك تذكر جدي بود ه است و اين سوال را به  ذهن اينجانب متبادر نموده كه ما تا چه حد در راستاي اهداف شهداء گام برداشته و يا آيا حرمت خون آنان را نگه داشته ايم يا خير؟ براستي ما كه اينقدر دنيا زده شده ايم و از آرمانها و اهداف شهداء فاصله گرفتيم فردا در مقابل آنان چه پاسخي خواهيم داشت ؟ آيا مي توانيم بگوئيم كه مسئول و پاسخگو نيستيم ؟ مگر ما امنيت و آسايش خويش را مديون فداكاري شهداء و جانبازان نيستيم . آزآن زمان تاكنون 24 سال مي گذزد وقتي به گذشت زمان فكر مي كنم به اين نتيجه رسيده ما و علي الخصوص مسئولين مملكت از شهداء خيلي فاصله گرفته و متاسفانه بايد بگويم استفاده ابزاري ازآنان در جهت نيل به اهداف دنيوي سرلوحه زندگي ما و مسئولين قرار گرفته است . زهي تاسف

حسن مجیدی چهارشنبه نوزدهم تیر 1387  نظر بدهید!

شهید قلب تاریخ است

 

من باتفاق یکی از برادرانم در یک روز و در تاریخ ۱۷/۱/1۳۴۳ در یکی از روستا های شهرستان آمل چشم به جهان گشوده ایم اسم مرا حسن و اسم برادرم را حسین گذاشته اند . در زمانهای قدیم خانواده در روستا دارای جمعیتی زیادی بوده اند و زندگی در روسا بدلیل عدم وجود ماشین آلات کشاورزی همراه با سختی و مرارتهای فراوانی بوده است و مردان و زنان روستا از صبح زود تا پاسی از شب در مزارع کار میکردند من هنوز پدر و برادرانم که با گاو زمین را شخم میزدند و یا با اسب شالی ها را خرمن کوبی میکردند بخاطز میآورم حال با این اوصاف و وضعیت نامناسب مالی روستاییان داشتن دو فرزند  دوقلو کار بسیار سخت و شاق بوده است  با این وجود دوران نوزادی و کودکی و نوجوانی ما سپری گردید .

 . حسین تا پنجم ابتدایی درس خواند و وقتی به نوزده سالگی رسیدبرای ازدواج پافشاری کرد و با توجه اینکه در روستا جوانان زود ازدواج می نموده و امری بدیهی بوده در سال ۱۳۶۲ ازدواج نمود . پس از ازدواج در صورتیکه فرزندش یک ماهه بود به خدمت مقدس سربازی اعزام شده است. دوران آموزش را در شهرستان بیرجند گذراند و پس پایان آموزش به دلیل اینکه ار هیکل قوی برخوردار بوده ازمیان سربازها بعنوان سربازتکاور انتخاب و مجددا یک دوره سخت و فشرده آموزش در تیپ ۲۳ نوهد گذراند یادم می آید وقتی به مرخصی آمده بوده پایش را به سوی من دراز کرد و گفت حسن پایم را بچرخان وقتی پایش را گرفتم بااینکه پایش رو هوا بود هر چه زور زدم موفق نشدم واقعا یک تکاور قوی شده بود پس از آموزش به منطقه جنگی بانه اعزام شد .چند مدتی در خدمت بود که به مرخصی آمد فصل نشاءکاری برنج بود باهم در زمین کشاورزی بودیم که گفت این آخرین مرخصی من است من دیگر برنمی گردم من حرفش را جدی نگرفته ام تا اینکه یک ماه پس از آن یک روز مرحوم ابوالحسن مجیدی که همولایتی ما بوده و در بنیاذ شهیدآمل کار میکرد به من گفت حسن غروب با هات کار دارم وقتی غروب او را دیدم به من گفت حسین زخمی شد و در بیمارستان بستری است تا این را گفت بدنم سست شد گفتم من میدانم حسین شهید شده گفت آره فردا صبح بیا بیمارستان گفتم من باید به برادرم حاجی نبی الله خبر بدهم گفت ایرادی ندارد یادم است آن شب با هزار زحمت به برادرم گفتم و فردا باتفاق هم به بیمارستان رفته جنازه شهداء را دیدیم و جنازه حسین نبود بعدا مشخص شد جنازه در چالوس بوده هنوز نیآوردند که پس از تحویل جنازه تشییع جنازه و نسبت به دفن شهید اقدام نموده ایم . حسین در تاریخ ۲۹/۳/۱۳۶۳ در بانه مورد کمین کومله های وطن فروش قرار گرفته و مورد آماج تیر از خدا بی خبران قرار گرفته و به درجه رفیع شهادت نایل می گردد . در زمان شهادتش دخترش ۹ ماهه بوده و الان ازدواج نموده و دارای دو فرزند پسر و دختر می باشد .حسین دارای روحیات خوب و به نظرم خیلی مظلوم بود و خیلی مهماندوست بود از خصلت های خوبش همین دوست داشتن مهمان بود . حسین وقتی شهید شد درست بیست سال و در ابتدای عنفوان جوانیش بود روحش شاد و غریق رحمت باد

 

 

 

 

حسن مجیدی شنبه بیست و هشتم مهر 1386  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
محرم شدن در مسجد شجره
پوشیدن لباس احرام ( تمتع 85)
هفته دفاع مقدس
شهادت حضرت علی (ع)
هزینه کردن دین
مسجد نبوی ( سفر عمره )
درد دل با حسین
انتخابات رئیس جمهور
ورود به مدینه منوره(عمره 88)
سفره عمره
درباره وب
مطالبی در رابطه با وقایع و اتفاقات و خاطرات گذشته اعم از خصوصی واجتماعی در وبلاگم بفراخور توان می نویسم و متعقدم ما باید از گذشته ها پند گرفته و چراغ راه حال و آینده زندگی خویش را برآن ترسیم نمائیم النهایه گذشته هرکس و هرملت پیشینه هویت اوست مثل حفظ و آثار نیاکان خودمان همانند تخت جمشید و یا حفظ و دلاوریهای هشت سال مقاومت جوانان غیور این مرزو بوم در مقابل دشمن .

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان
ایران ورزشی
آل شیعه
لبیک
نهج البلاغه
قرآن
امام رضا (ع)
کوه - قاسمعلی
رهبر معظم
زبان آموزان
دهکده آموزش زبان انگلیسی
وبگذر (فالب)
تبیان
فریاد بی صدا
پرشین بلاگ
آدرسهای سایت
پرشین گیگ
جاوا
سایت جامع شهر آمل
گروه تور تک تاز
آموزش زبان انگلیسی امریکایی
قالب بلاگفا
$$$کلبپ - ترفند - عکس - نرم افزار$$$
تاریخ و فرهنگ ایران زمین
پرشین وبلاگ
دیده بان محیط زیست ایران
دانلود كتابهاي رايگان فارسي مخصوص موبايل
افراتاب
رئيس چمهور محترم
برکه سی تو
مسائل روزانه - خوشکلام
روزنامه های کشور
برنامه - موبایل
تدبیر
باران سبز
مترجم پارس
كسب درآمد بدون هيچ هزينه و سرمايه
كليپ - نرم افزار
برنامه نود
ميعادگاه
بهترين دانلود ها
شبكه خبر
موج نو
سايت مذهبي صراط
انجمن حمايت از بيماران ديابتي
مهين دانلود
سرزمين دانلود
noD32
فوروم فارسي گوشي هاي موبايل
سایت شهید مطهری
سایت لیگ برتر
آموزش زبان انگلیسی
پارسا کلوب (دانلود کتابهای الکترونیکی)
قفسه کتابخانه مجازی فارسی
پارس قرآن
باشگاه زبان آموزان (انگلیسی)
گروه کشکول
هئیت محبین آل طاها آمل
شرکت قطارهای مسافری رجاء
سایت موبایل و کامپیوتر
پرشین گرافیک
لینک ساز
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
قالب وبلاگ

بخش ویژه
بانک صوت و فیلم مذهبی
دانلود نرم افزار دانلود كتاب موبايل با عنوان نورالمبين لينکستان دات کام

گذشته چراغ راه حال و آینده


صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما




 Design By ParsTheme & Publish By ParsTheme


www.parstheme.com

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ