سا عت 8.30 صبح روز یکشنبه 26/9/85 پس از استراحت و صرف صبحانه کلیه اعضای کاروان آماده حرکت به سمت مسجد النبی(ص) شده اند .فاصله هتل تا حرم حدود 3 کیلومتر بوده ومسئولین محترم سازمان حج و زیارت با انعقاد قرارداد با شرکتهای حمل و نقل کشورعربستان اتوبوس های مورد نیاز زائرین جهت تردد در شهرهای مدینه منوره و مکه معظمه تهیه نموده اند که جای تقدیر و سپاس دارد و این امر با توجه به فاصله زیاد هتل تا حرم در مکه بسیار نمود داشته نظر باینکه فقط کشور ما در جهت رفاه زائرین چنین اقدامی نموده است و حتی بعضا" زائرین خارجی نیز ازاتوبوس استفاده می نمود ه اند.
اتوبوسهائیکه هم در جلو و هم در پشت شیشه پرچم مقدس ایران را نصب نموده و با شماره های معین و در مسیر های معین تردد می کردند بهر حال پس ازسوار شدن اتوبوس حرکت کردیم احساس خوبی داشتم از اینکه در شهرمدینه در شهرپیامبرجهان اسلام بعنوان یک مسلمان قدم گذاشتم حس جالبی داشتم بعد از چند دقیقه وارد حیاط حرم از درب ورودی 6 شدیم حاج آقا حیدری روحانی کاروان توضیحات لازم دادند و آرام آرام به سمت بارگاه مطهر پیامبر اکرم رفته و درست روبروی حرم کلیه زائرین قرار گرفته و حاج آقا وسط زائرین رفته تا نسبت به خواندن زیارت نامه اقدام نماید بدین خاطر که شرطه ها شدیدا" از خواندن زیارت نامه جلوگیری کرده و آنرا شرک می دانند چندین بار شرطه ها جلو آمده و ممانعت نموده اند که مجددا" حاج آقا شروع نموده و زیارت نامه را تمام نموده اند .ضمنا در رابطه وفات پیامبر اکرم و چگونگی دفن پیامبر گرامی و جریان سقیفه بنی ساعده سخنان مبسوطی بیان نموده اند و کلیه زائرین منقلب شده و اشگها از چشمها سرازیر شده بود حس عجیبی داشتیم باورش سخت بود که مشمول لطف و عنایت خدا شده و با چشمهای خودمان بارگاه مطهر پیامبرگرامی (ص) و مسجدش رامی نگریستم . من سعی کردم گذشته پراز رمزو راز این قسمت از وجود اسلام عزیز که بیشترین سهم را در اتفاقات و تحولات تاریخ اسلام را دارد مسجم نمایم.
رسول خدا(ص)زمانی که به قبا وارد شدندمسجد قبا را بنا کردند که شرح آن خواهم نوشت ولی اولین اقدام در مدینه منوره بنای مسجدالنبی (ص) بود .
شریف ترین مسجد پس از مسجدالحرام مسجد النبی است که رسول خدا درباره نماز خواندن دراین مسجد فرمود: یک نماز در مسجد من بهترازهزارنمازدردیگر مساجد است مگر در مسجد الحرام.مسجد النبی در آغازمساحتی حدود2071 متر داشت
که با دیوارهای خشتی و گلی و پایه های از تنه درختان خرما بنا شده بود. سقف مسجد را نیز با شاخه های درخت خرما پوشانده بودند . با گسترش اسلام رسول خدا (ص) بر طول و عرض مسجد افزود تا آنکه مساحت آن 2475مربع رسید.از بناهای که همزمان با ساختن مسجد احداث شده بود دو حجره در دیوار شرقی برای سکونت رسول گرامی و همسرانش سوده و عایشه ساخته شد . بعدها بر تعداد این حجره ها افزوده گشت هر یک ازاصحاب نیز که توانایی داشتندحجره ای در کنار مسجد ساختند و دری ازآن به مسجدگشودند و در وقت نماز از همان دروارد می شدند. در سال سوم هحرت پیامبر دستور داد این درها جز در خانه علی بن ابیطالب (ع) بسته شود.
یکی ازبهترین نقاط مسجد مدفن رسول خداست پیامبری که محبوب خدا و خلق بود ومیراث گرانبهای اسلام حاصل تلاش بیست و سه ساله آن حضرت است . مورخان نوشته اند رسول اکرم (ص) حجره ای که وفات یافت مدفون شد .
باتوجه به اینکه مسجد النبی(ص) در طول تاریخ و به فراخور نیاز توسط حاکمان توسعه و بازسازی قرار گرفته هم اکنون مجموع مساحت مسجد و اطراف آن حدود 400500 متر مربع یعنی برابر کل مساحت مدینه عصر رسول خدا (ص) است . دررابطه با منبر و قبر مطهر پیامبر (ص) و ستون توبه در فرصت شرح خواهم داد.
با این حال پس از اتمام زیارتنامه توسط حاج آقا به محل درب قبرستان بقیع با دلی لرزان و شکسته رفتیم درآن موقع روز قبرستان تعطیل بود حاج آقا زیارت نامه را خواندندو اعلام نموده که فردا صبح بعد از نماز صبح به زیارت بقیع می رویم فعلابرای زیارت مسجدالنبی و خواندن نماز ظهر و عصر آماده شوند. داخل مسجد پر ازجمعیت بود جای نشستن نبود ناگزیر روبروی باب جبرئیل نشسته و منتظر شدیم تا باب بلال باز شده و وارد مسجد شویم در این زمان حاج آقا می خواست توضیحات لازم دررابطه باب جبرئیل و منازل پیامبراکرم(ص) و حضرت زهرا (س) بیان نماید که درهمین حین یک شرطه با صدای خشن و برخورد بسیار زننده حاج آقا را صدا و بلند نمود و با زبان عربی به شکل بسیار تند با او صحبت نمود من که متوجه نشده ام ولی از لحن صحبتش مشخص بود تهدید بسیار جدی نموده است با اینحال وقتی باب بلال باز شد وارد مسجد شده ایم عظمتی بود مسجد با این وسعت پر از مسلما نان بود.متاسفانه مسلمانانیکه دلهایشان با هم یکی نیست حس عجیبی داشتم خودم لایق حضور در کنار مسجد و منزل وقبر پیامبرگرامی (ص) با کوله باری از گناه و نافرمانی از خدا نمی دانستم درکنارمن حاج آقا محسنی مقدم بود ودر سمت راستم یک جوان ۲۳ ساله هندی بود با زبان انگلیسی با او ارتباط برقرار کردم خیلی با هم صحبت کردیم دانشجوی ادبیات بود برای من جالب بود که تعدادی ازشعر های حافظ را حفظ و به زبان فارسی برای من خواند ضمنا زبان انگلیسی ام بد نیست و از اینکه به وسیله آن می توانستم با سایر زوارخارجی ارتباط برقرار می کردم خوشحال بودم و دراین زمینه خاطرات خوبی دارم که درزمان مناسب بیان می نمایم .
النهایه نماز ظهر و بلافاصله نماز میت را به جماعت و نمازعصر را فرادا خوانده وجهت صرف نهار واستراحت به محل هتل برگشتیم

|