در ایام مبارک ماه مبارک رمضان امسال تصمیم گرفتم ۱۰ روزآخرماه
به مشهد مقدس و پابوسی آقا امام رضا بروم که توفیق حاصل نشدلذا
در هفته گذشته روز دوشنبه مورخ ۳۰/۷/۸۶ باتفاق سید باقر و حاج
حسین که از بستگان نزدیکم می باشند ساعت ۴ بعدازظهر باتفاق
عیالها عازم مشهد شدیم ساعت ۹ شب به مینودشت رسیده و بعد از
نماز شام نزد محمدآقا فرزند حاج حسین که دانشجو است و در مینو
-دشت درس می خواند و در خوابگاه با دوستانش که جوانان خوب و
فهمیده ای بوده اند صرف کرده و پس از استراحت مجددا" حرکت کرده
و حوالی ساعت ۳ صبح به فاروج رسیده که به علت خواب زدگی قادر به
رانندگی و همچنین در درون ماشین به علت سردی و وضعیت آن قادر
به استراحت نبوده ایم فلذا به این نتیجه رسیده که شب برای سفر
با ماشین شخصی منطقی نبوده و خطزناک می باشد حال با توجه به
اینکه بیشترین زمان رانندگی ماشینم را سید باقر انجام می داده است
وقتی ساعت ۹ صبح به مشهد رسیدیم تمام بدن هایمان کوفته بود --
حوالی ساعت ۱۰ روز سه شنبه نسبت به اجاره منزل واقع در پشت -
بازار رضا حوالی میدان ۱۷ شهریور اقدام و پس از استراحت و صرف
نهار
برای زیارت به حرم رفته ایم تا روز شنبه ۵/۸/۸۶ در مشهد بوده و در -
زمانهای مختلف به حرم و زیارت وپابوسی آقا امام رضا می رفتیم آنچه
مورد توجه بود حضور پر شکوه زایرین امام بوده ما فکر میکردیم چون
-فصل درس و تحصیل می باشد تعداد زایرین کم بوده و ما می توانیم به
راحتی زیارت نماییم با این حال خیلی مسافرتی خوبی بود و از خدا -
شاکریم که در هرسال ۲ الی ۳ بار به زیارت آقا می رویم مخصوصا در
زمان تحویل سال نو در هر سال در حرم باشیم . النهایه صبح روز شنبه
مورخ ۵/۸/۸۶ ساعت ۵ صبح بعد از نماز صبح به سمت آمل حرکت و
ساعت ۶ بعد ازظهر به منزل رسیدیم در طول راه استراحت نموده و
طوری حرکت نموده و اصلا" احساس خستگی نکرد ه ایم
|