تبليغاتX
گذشته چراغ راه حال و آینده
 
ثبت خاطرات گذشته و ثبت وقایع سیاسی اقتصادی فرهنگی مذهبی ورزشی و... اجتماعی
 

روز شنبه مورخ 2/10/۸۵ بود به مسجد نبوي رفته و دعا و زيارت را انجام داديم با توجه به اينكه   مقررشده بود فردا روز يكشنبه ساعت 14 عازم شهر مكه شويم تصميم گرفتيم كه به مسجد شيعيان در شهر مدينه رفته و ضمن ارتباط با شيعيان آنجا نماز جماعت ظهر و عصر را در آن مسجد بخوانيم لذا باتفاق هم اتاقي عزيز و حاج خانمها يك ون استيشن كرايه نموده و ساعت 11 به سمت مسجد حركت نموديم ، متاسفانه راننده مكان مسجد را نمي دانست و ما هم زبان عربي بلد نبوديم و در حدود 30 دقيقه طول كشيد تا راننده با پرس و جو از مردم به مسجد برسيم. وقتي به مسجد رسيديم تقريبا نزديك اذان بود داخل مسجد مسلمانان شيعه و نيز تعدادي از برادران اهل سنت از كشورهاي مختلف بوده اند حال و هواي مسجد همانند مساجدخودمان بود و بدين خاطر حاج رحمانزاده گفته كه خدارا شكر پس ار چندي مهر نمازرا ديده  و صداي شهادت ولايت اميرامومنين علي (ع) را  در موقع اذان شنيديم من هم با يكي از جوانان شيعه پاكستان آشنا شده خيلي باهم صحبت كرديم  وی در ارتش خدمت ميكرد آدرسهاي همديگر را به  هم داده تا در يك زمان و فرصت  مناسب سري به همديگر بزنيم .

 بعد ازخواندن  نماز ظهر و عصر به جماعت مجددا" با كرايه يك ماشين  استيشن ديگر به سمت هتل حركت كرديم وقتي به محل هتل رسيديم اتومبيل سمت چپ جاده توقف نموده  تا پس ارآن  به سمت راست رفته و ما را پياده نمايد در جلوي ماشين حاج آقا مسعودي و رحمان زاده نشسته بودند در همين حين حاج آقا مسعودي فكر كرده كه راننده براي پياده نمودن ما توقف  نموده است لذا درب ماشين را باز نموده كه پس از آن درب با يك ماشين سواري مدل بالا برخورد و ماشين در 6 – 5 متري  جلوي ما توقف نمود ما همگي  خيلي ناراحت شديم راننده استيشن به زبان عربي يك چيزهايي مي گفت ولي ما چيزي نمي فهميديم ولي مشخص بود ناراحت شده بود، ما نگران شديم و از طرفي چون در نزديكي محل هتل ما بود استرس نداشتيم و حداقل خسارت وارده را جبران مي نموديم ، بعد از چند لحظه دو تا جوان يكي راننده و يكي سرنشين ماشين بوده از ماشين پياده شده و نگاهي به محل خسارت نموده و پس از آن نگاهي به سمت ماشين ما كرده و لبخندي زده و سوار ماشين شده  و حركت نمودند ، ما همگي تعجب كرديم آنها حتي به سمت ماشين ما نيآمده بودند و همچنين  هيچگونه آثار ناراحتي در وجودشان ديده نشد ، اين مسئله براي ما بسيار مهم بود و ما در داخل هتل خيلي بحث كرديم و اينكه شايد بدين وسيله مي خواستند به ما بفهمانند ما ملت با گذشتي هستيم و يا حقيقتا فرهنگ رانندگي آنان بالا بوده است  و يا گذشت آنان به خودشان علي الخصوص به حجاج خانه خدا زياد است در هر حال ، حركت نيكو و خيلي  پسنديده اي  بود   و در رابطه با رفتار ما منباب نمونه در شهر ما كه وقتي يك راننده در صف بنزين    براي  راننده جلو بوق زده و به خاطر همين حركت مورد ضرب و شتم قرار گرفت قابل قياس نمي باشد  النهايه حركت آن دو جوان فراموش نشدني است و اميد است در كشور ما به هر دليل و به ظاهر هم شده رانندگاني با گذشت و با اخلاق داشته باشيم چرا كه در اين ارتباط مشكلات فراواني داريم  .

حاج آقا دریاباری از هم اتاقی عزیزدر مسجد شیعیان   

  نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 14:37  توسط حسن مجیدی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM