ثبت خاطرات گذشته و ثبت وقایع سیاسی اقتصادی فرهنگی مذهبی ورزشی و... اجتماعی |
اول شب 11 محرم سال 61 هجرت است ماه آسمان ناتمام می تابد دشت وسیع کربلا را سکوت محض گرفته – قشون دشمن که در طول 12 ساعت (عاشورا مطابق با شهریور بوده ) بجنگ و نبرد مشغول بودند خسته و فرسوده و زخمی و مجروع در محل خود آسودند و چون خود را فاتح میدانستند مسرور و منتظر بودند که رکاب آنها را طلا و نقره بگیرند – یکطرف کشته گان پسر پیغمبر (ص) در راه حقیقت مست صهبای عشق و محبت نعش جوانان بنی هاشم کنار هم صف کشیده ولی در بر روی زمین در یکطرف میان خندقی خیام سوخته و نیم سوخته بود وحشت آمیز که 84 زن و بچه با یک علیل و بیمار که فقط مرد آنقافله بود در حال ضعف دل سوخته و داغدیده برادر کشته وپدر کشته خون دلشان از دیده گانشان فرو میریزد و سرپرست اینهمه زن و دختر یکزن داغدیده ای استکه خود شاهد آنمنظره وحشتناک بوده است افسرده گی تمام این منظره را فروبرده و آرامش تمام حکمفرماست – هیچ صدایی جز نوازش بادهای حقیقت شنیده نمیشود – افق کربلا روشن و باز است برای تجلی اینمنظره بسیار مناسب و عامل موثری بوده نور ماه براین شمشیرها و نیزه های شکسته تابیده برق آن جلوه گر است – دلباخته گان راه خدا رهسپار آرامگاه ابدی خود هستند درهای آسمانها باز است – ارواح مقدس انبیاء و اولیاء که برای جلوه دادن اینمنظره دعوت شده بودند حضور یافته – ملائکه مقرب و فرشتگان خدا سر از غرفه ها بدر آورده این صحنه را می بینند – ارواح مقدسین و مقدسات برای تماشا دعوت شده اند تا این صفحه نمایش را با علل و اسباب و تاثیر آن برای مردم نشان دهند عملیات محیرالعقول و شگفت آمیز سیدالشهداء را نشان دهند
شهیدان و یاران باوفایش را تسلیت می
گویم
بعلت بارش برف و سردي زیاد دراستان ما روز سه شنبه 18/10/86 هم تعطیل اعلام شد بعدازظهر با خانواده گشتی در سطح شهر زده ايم بعلت بارش سنگين برف رفت و آمدباسختی صورت میگرفت و متاسفانه اكثر شهروندان با مشكل كمبود گاز مواجه شده واز اخبارشنيده ايم كه گاز شهرهاي استان وگازقسمتي از شهرمان قطع شده است و هر لحظه احتمال قطع گاز منزل هم مي رود و نيز شنيده ها از اخبارحکایت وضعيت اسفب بار راننده ها و مسافرين مانده در ريزش بهمن در جاد ه هرازدارد و همچنين در ساير استانها مثل اردبيل دماي هوا 30درجه زير صفر بوده و همچنین گاز آنان نيز قطع بوده كه فاجعه آميز است . شنيده ها حاكي است كشور ما دومين كشور ازنظر ذخيره گاز در جهان مي باشد و بارها و بارها از اخبار شنيده که گاز به كشور هاي همسايه و اروپا و حتي می خواهند از طريق پاکستان به كشور هند صادر نمايند حال چطور شد با گسترش سرما در اكثر استانها و بعلت نياز مردم به گرما با افت شديد گاز مواجه شده و نسبت به قطع گازمنزل اقدام شده است
من در سال ۷۰ سيستم گرمايش شوفا ژ را درمنزل راه اندازي نموده و از دوسال پيش با آمدن گاز كليه وسايل نفتي و كپسول گاز و تانكر نفت و گازوييل را با قيمت نازل فروختم وبعد از يك سال بيش شوفاژ را قطع و بد ليل صرفه جويي از بخاري گازي استفاده مي نمايم ولي هيچوقت فكر نمي كردم با وجود گاز با مشكل مواجه شويم ... با توجه به قطع گاز همسايه ها و قطع گاز منزل ما در آينده نزديك به هرشكلي بود يك عدد بخاري فوجي كا كه از سال ۷۰ در منزل خاك مي خورد پيدا نموده و صبح به سطح شهر رفته و فتيله آن عوض نموده و درحال حاضر با بدست آوردن بيست ليتر نفت كه همكار محترمم آقا ابراهيمي محبت نمود مورد استفاده قرار مي گيرد . ضمنا در حال حاضر بهترين و محبوبترين وسيله گرمايش همين بخاري می باشد/
چه عواملي در بروز چنين مسائلي دخالت دارد . آيا سوء مديريت و عدم استفاده ازنيروهاي كارآمد نقش دارد ؟ آيا وجود تحريم باعث عدم بهره وري لازم از ذخاير كشور مي شود ؟ با اينحال تاسف دارد كشوري كه دومين ذخيره گازي جهان رادارا مي باشد مردم آن با مشكل شديد گاز مواجه باشند . همانطوريكه كه گفتم برف و باران و زلزله و طوفان از نعمتهاي خداست و انسان در طول حيات خويش و بفراخور رشد عقلش خويشتن را درمقابل آن حفظ ميكرد زماني در غار با آتش و در حال حاضر با گاز . اما استفاده و بهره برداري آن ظاهرا" با مشكل مواجه شده است كه اميد است هر چه سريعتر برطرف شود .
صبح روز یکشنبه مورخ 15/10/86 بود که یکی از فرزندانم عازم مدرسه شده بود وقتی به بیرون ازخانه رفت ناگهان فریادی کشید و ما که درحال صرف صبحانه بوده ایم تعجب کرده و فکر کردیم حادثه ای پیش آمده لذا گفتیم چه خبره ؟ گفت بیرون نگاه کنید چقدر برف آمده همه جا سفید پوش شده . دیگر فرزندانم انتظار آمدن برف را نداشتند سریع بیرون رفته و نظاره گر برف و بارش برف شده اند و حقیقتا" برایشان جالب و جذاب بوده است چون درطول عمرشان برف به این زیادی ندیده بوده اند من یادم می آید در زمانهای گذشته و زمانیکه دوران تحصیلی ابتدایی را طی میکردم شاهد بارش برفهای سنگین بوده که حول وحوش دهه 50 بود و از آن زمان تاکنون بارش برف در حد خیلی کم بوده است بنابراین بارش برف سنگین در حال حاضر نه تنها برای بچه ها بلکه برای بزرگترها هم بسیار لذت بخش بوده است و خاطرات گذشته را زنده نموده است . صبح که به اداره رفتم همه ازبرف صحبت میکردند و بعد از این همه سالها که نظاره گر برف بودند بسیار شادمان و سرحال بوده اند بارش برف در طول روز بشدت ادامه داشت . بعد از تعطیل شدن اداره وقتی به خانه آمده و دروازه را بازنموده ام مواجه با یک آدم برفی در حیاط شده که یک شالدرگردن و یک کلاه و یک چتر روی سرش بود که هرکس وارد خانه میشد با لبخند نگاه میکرد مشخص بود بچه ها حسابی برف بازی نموده و یک آدم برفی خوب درست نموده اند . بارش برف ادامه داشت چهره شهر کلا عوض و سفید پوش شده بود ماشین ها به سختی حرکت میکردند. ساعت 19 شب بود که اخبار اعلام کرد وضعیت اکثر استانهای کشور برفی است و تردد در معابر به سختی صورت می پذیرد لذا دولت در استان تهران 17و 18/10/86را تعطیل نموده و در استان ما روز 17/10/86 یعنی امروز را تعطیل اعلام کرده اند ولی امروز هوا کاملا آفتابی است در صورتیکه بعلت بارش برف هنوز تردد در سطح شهربا مشکل مواجه بوده و به نظرم وضعیت در پایان روز بهتر خواهد شد.
باران و برف مثل سایر نعمتهای خداوند کریم از الطاف بیکران اوست برف و باران علاوه براینکه احیائ کننده زمین میباشند خصوصا برف باعث زیبایی خاص طبیعت گشته مضافا" برآن باعث شادی زاید الوصف بچه ها جوانان حتی برزگسالان می شود لذا از خداوند کریم شاکر بوده و دعا می کنیم همیشه نعمتهای خویش را از ما دریغ ننماید گرچه چنین می باشد چرا که یکی از صفات خوب خدا الرحمن بودند اوست بدین معنی در این دنیا نعمتهای خویش را هم بر مومن و هم بر کافر ارزانی میدارد . این ما هستیم که باید هم در سختی ها و هم در راحتی ها همیشه بخاطر نعمتهای بیکران خداوند کریم شاکر باشیم .
سا عت 8.30 صبح روز یکشنبه 26/9/85 پس از استراحت و صرف صبحانه کلیه اعضای کاروان آماده حرکت به سمت مسجد النبی(ص) شده اند .فاصله هتل تا حرم حدود 3 کیلومتر بوده ومسئولین محترم سازمان حج و زیارت با انعقاد قرارداد با شرکتهای حمل و نقل کشورعربستان اتوبوس های مورد نیاز زائرین جهت تردد در شهرهای مدینه منوره و مکه معظمه تهیه نموده اند که جای تقدیر و سپاس دارد و این امر با توجه به فاصله زیاد هتل تا حرم در مکه بسیار نمود داشته نظر باینکه فقط کشور ما در جهت رفاه زائرین چنین اقدامی نموده است و حتی بعضا" زائرین خارجی نیز ازاتوبوس استفاده می نمود ه اند.
اتوبوسهائیکه هم در جلو و هم در پشت شیشه پرچم مقدس ایران را نصب نموده و با شماره های معین و در مسیر های معین تردد می کردند بهر حال پس ازسوار شدن اتوبوس حرکت کردیم احساس خوبی داشتم از اینکه در شهرمدینه در شهرپیامبرجهان اسلام بعنوان یک مسلمان قدم گذاشتم حس جالبی داشتم بعد از چند دقیقه وارد حیاط حرم از درب ورودی 6 شدیم حاج آقا حیدری روحانی کاروان توضیحات لازم دادند و آرام آرام به سمت بارگاه مطهر پیامبر اکرم رفته و درست روبروی حرم کلیه زائرین قرار گرفته و حاج آقا وسط زائرین رفته تا نسبت به خواندن زیارت نامه اقدام نماید بدین خاطر که شرطه ها شدیدا" از خواندن زیارت نامه جلوگیری کرده و آنرا شرک می دانند چندین بار شرطه ها جلو آمده و ممانعت نموده اند که مجددا" حاج آقا شروع نموده و زیارت نامه را تمام نموده اند .ضمنا در رابطه وفات پیامبر اکرم و چگونگی دفن پیامبر گرامی و جریان سقیفه بنی ساعده سخنان مبسوطی بیان نموده اند و کلیه زائرین منقلب شده و اشگها از چشمها سرازیر شده بود حس عجیبی داشتیم باورش سخت بود که مشمول لطف و عنایت خدا شده و با چشمهای خودمان بارگاه مطهر پیامبرگرامی (ص) و مسجدش رامی نگریستم . من سعی کردم گذشته پراز رمزو راز این قسمت از وجود اسلام عزیز که بیشترین سهم را در اتفاقات و تحولات تاریخ اسلام را دارد مسجم نمایم.
رسول خدا(ص)زمانی که به قبا وارد شدندمسجد قبا را بنا کردند که شرح آن خواهم نوشت ولی اولین اقدام در مدینه منوره بنای مسجدالنبی (ص) بود .
شریف ترین مسجد پس از مسجدالحرام مسجد النبی است که رسول خدا درباره نماز خواندن دراین مسجد فرمود: یک نماز در مسجد من بهترازهزارنمازدردیگر مساجد است مگر در مسجد الحرام.مسجد النبی در آغازمساحتی حدود2071 متر داشت
که با دیوارهای خشتی و گلی و پایه های از تنه درختان خرما بنا شده بود. سقف مسجد را نیز با شاخه های درخت خرما پوشانده بودند . با گسترش اسلام رسول خدا (ص) بر طول و عرض مسجد افزود تا آنکه مساحت آن 2475مربع رسید.از بناهای که همزمان با ساختن مسجد احداث شده بود دو حجره در دیوار شرقی برای سکونت رسول گرامی و همسرانش سوده و عایشه ساخته شد . بعدها بر تعداد این حجره ها افزوده گشت هر یک ازاصحاب نیز که توانایی داشتندحجره ای در کنار مسجد ساختند و دری ازآن به مسجدگشودند و در وقت نماز از همان دروارد می شدند. در سال سوم هحرت پیامبر دستور داد این درها جز در خانه علی بن ابیطالب (ع) بسته شود.
یکی ازبهترین نقاط مسجد مدفن رسول خداست پیامبری که محبوب خدا و خلق بود ومیراث گرانبهای اسلام حاصل تلاش بیست و سه ساله آن حضرت است . مورخان نوشته اند رسول اکرم (ص) حجره ای که وفات یافت مدفون شد .
باتوجه به اینکه مسجد النبی(ص) در طول تاریخ و به فراخور نیاز توسط حاکمان توسعه و بازسازی قرار گرفته هم اکنون مجموع مساحت مسجد و اطراف آن حدود 400500 متر مربع یعنی برابر کل مساحت مدینه عصر رسول خدا (ص) است . دررابطه با منبر و قبر مطهر پیامبر (ص) و ستون توبه در فرصت شرح خواهم داد.
با این حال پس از اتمام زیارتنامه توسط حاج آقا به محل درب قبرستان بقیع با دلی لرزان و شکسته رفتیم درآن موقع روز قبرستان تعطیل بود حاج آقا زیارت نامه را خواندندو اعلام نموده که فردا صبح بعد از نماز صبح به زیارت بقیع می رویم فعلابرای زیارت مسجدالنبی و خواندن نماز ظهر و عصر آماده شوند. داخل مسجد پر ازجمعیت بود جای نشستن نبود ناگزیر روبروی باب جبرئیل نشسته و منتظر شدیم تا باب بلال باز شده و وارد مسجد شویم در این زمان حاج آقا می خواست توضیحات لازم دررابطه باب جبرئیل و منازل پیامبراکرم(ص) و حضرت زهرا (س) بیان نماید که درهمین حین یک شرطه با صدای خشن و برخورد بسیار زننده حاج آقا را صدا و بلند نمود و با زبان عربی به شکل بسیار تند با او صحبت نمود من که متوجه نشده ام ولی از لحن صحبتش مشخص بود تهدید بسیار جدی نموده است با اینحال وقتی باب بلال باز شد وارد مسجد شده ایم عظمتی بود مسجد با این وسعت پر از مسلما نان بود.متاسفانه مسلمانانیکه دلهایشان با هم یکی نیست حس عجیبی داشتم خودم لایق حضور در کنار مسجد و منزل وقبر پیامبرگرامی (ص) با کوله باری از گناه و نافرمانی از خدا نمی دانستم درکنارمن حاج آقا محسنی مقدم بود ودر سمت راستم یک جوان ۲۳ ساله هندی بود با زبان انگلیسی با او ارتباط برقرار کردم خیلی با هم صحبت کردیم دانشجوی ادبیات بود برای من جالب بود که تعدادی ازشعر های حافظ را حفظ و به زبان فارسی برای من خواند ضمنا زبان انگلیسی ام بد نیست و از اینکه به وسیله آن می توانستم با سایر زوارخارجی ارتباط برقرار می کردم خوشحال بودم و دراین زمینه خاطرات خوبی دارم که درزمان مناسب بیان می نمایم .
النهایه نماز ظهر و بلافاصله نماز میت را به جماعت و نمازعصر را فرادا خوانده وجهت صرف نهار واستراحت به محل هتل برگشتیم

روز شنبه مورخ 24/09/86 بود که جناب آقای حسینیان تماس گرفته اند و گفته اند که تعدادی از دوستان را بصورت کاروانی به مشهد مقدس اعزام می نمایند و ما را قابل دانسته و دعوت نموده لذا با تشکر و قدرد انی از نامبرده با توجه باینکه در اوایل آبانماه باتفاق هم در مشهد مقدس بوده و گزارش آن را ذکرنموده ام از فرصت بدست آمده جهت زیارت مجدد آقا امام رضا(ع) با کمال میل قبول نموده ام.. برابر برنامه اعلام شده ساعت20.15 روز یکشنبه در ترمینال حاضر شده تا سوار اتوبوس شویم در ترمینال جناب اکبری و و جناب قاسمی از بهترین دوستانم رادیده ام که خوشبختانه هم سفر بوده که خیلی خوشحال شدهام . یکی از مهمترین موردی که سفر را آسان میکند داشتن همراهان خوب در سفرمی باشد ساعت حرکت نزدیک شد با توجه به اینکه توفیق حاصل میشود هرسال 3 الی 4 بار به زیارت آقامی رویم محمد آقا فرزند جناب حسینیان به مزاح گفته اند یک خونه در مشهد بگیرید تا راحتتر باشید در جواب گفته ام چاره ایی نداریم تعدادزیادی از همسفران محترم که درشهر ساری منتظر بودند سوارنموده و ساعت 10 صبح روزدوشنبه 26/09/8۶ به مشهد مقدس رسیده و در هتل قائم مستقر شده ایم دو روز در مشهد مقدس بوده و در زمانهای مختلف به زیارت و پابوسی آقاامام رضا (ع )می رفتیم . در دو شبی که در هتل بوده ایم به اتاق آقای قاسمی رفته و یاد خاطرات گذشته را زنده می کردیم .جناب آقای حسینیان جهت برگزاری کاروان نهایت زحمت رامحتمل شدندوسنگ تمام گذاشته اند که جای بسی قدردانی دارد .در روز سه شنبه ساعت 15جناب حسینیان جلسه گذاشته و اهداف برگزاری اردو زیارتی را بیان نموده اند و خواستارتوفیق و بهره مندی کامل همسفران ازسفرزیارتی وسیاحتی شده اندهمچنین طبق برنامه دوست عزیزم جناب اکبری استاد دانشگاه پیرامون مسائل روز و مسائل جوانان واهمیت آگاهی دادن مسائل انقلاب خصوصا" مسائل شرعی و دینی به جوانان را متذکر شده اند و نقش و نظارت خانوادهها را بسیار مهم دانسته اند و تاکیدداشته عدم حساسیت دراین زمینه می تواند خسارات جبران ناپذیری وارد می نمایدمجری برنامه دوست خوبم جناب قاسمی بوده که باتوانمندی بالا نسبت به اجرای برنامه اقدام نموده است .طبق قرار ساعت 16 روز چهارشنبه 28/9/86 در ترمینال مشهد سوار اتوبوس شده و به سمت آمل حرکت نموده ایم ساعت 4 پنجشبه بود که اتوبوس در بهشهر خراب شدکه پس از 2 ساعت نسبت به تهیه دو دستگاه مینی بوس اقدام و ساعت9 صبح روزپنجشنبه به آمل رسیدیم . ازموارد جالب عدم وجود سیستم گرما در مینی بوس بوده وراننده به وسیله پیک نیک داخل ماشین را گرم میکرد چون
هوا خیلی سرد بود ما هم از پیک نیک استفاده نمودهایم درصورتیکه داخل ااتو بوس چنان گرم بود که خیلی ازحاج خانمها خواهان خاموش شدن بخاری می شدند.علی الحال مجددا" ازجناب حسینیان بانی سفر تشکرو تقدیر بعمل می آید.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|