تبليغاتX
گذشته چراغ راه حال و آینده
 
ثبت خاطرات گذشته و ثبت وقایع سیاسی اقتصادی فرهنگی مذهبی ورزشی و... اجتماع
 

حسین جان سلام راستی از چند وقت پیش دقیقا" از روز 29/3/88 که سالروز شهادت تو در سال 1363بود خواستم مطلبی بنویسم اما این روزها چنان فضا دلگیر شده بود نمی دانستم از کجا بنویسم آن روز ی که توسط افراد از خدا بی خبر کومله به رگبار گلوله بسته و به درجه رفیع شهادت نائل شدی یادت هست اینقدر گلوله خوردی که بدنت سوراخ شده بود و برایت یک لباس دیگر پوشانندتا ما نفهیم که چقدر گلوله خوردی وهمینطور هم شد  و با همان لباس دفنت کردیم به یاد داری در زمان شما جوانان این مرز و بوم با تمام عشق علاقه فراوان در مقابل هجوم دشمنان ایستادگی کرده و برزگترین آروزی خویش را شهادت در راه خدا می دانستند مسئولین رده بالا هم خویشتن را هم سطح افراد عادی جامعه دانسته و همه یکدل و همدل در جهت مبارزه با دشمنان خارجی و داخلی بوده و کلیه موانع را از سر راه بر می داشتند آن زمان عشق و معنویت موج میزد و فضا علیرغم کشته شدن جوانان و مسئولین کشور توسط دشمنان خارجی و  داخلی عطر آگین و معطر بوده است مسئولین کشور به فرموده شهید مظلوم دکتر بهشتی شیفته خدمت بودند نه تشنگان قدرت . اما ار آن زمان تاکنون بیش از بیست سال می گذرد متاسفانه گذشت زمان خیلی چیز ها را عوض کرد تو و یارانت به درجه رفیع شهادت نائل شده و بنا بر وعده خداوند کریم زنده و نزد او روزی می خورید و من حتم دارم بر اوضاع ما ناظر هستید خوش به حال شما و تاسف به حال ما . راستی زمان چه زود سپری شد انگار دیروز بود تشییع جنازه ات کرده و مراسم دفن و ختمت را گرفته بودیم تا چشم برهم بزنیم وقت ما تمام شده به جمع مردگان خواهیم پیوست  گرچه الان هم مرده محترک هستیم و آن وقت غبطه ما به موقعیت شما بیشتر خواهد شد .چه بگویم بعد از جنگ تازه فهمیدیم جهاد اکبر چیست عموما" در این مبارزه به انحای مختلف شکست خوردیم ما می بایست کار زینبی میکردیم ولی باید اعتراف کنم هم حسینی و هم در صورت لزوم یزیدی می شویم چنان امیال دینوی ما را در چنبره خویش قرارداده که قادر به رهایی آن نیستیم گرفتن پست و مقام در سطوح مختلف دیگر بحث شیفته بودن مطرح نیست بلکه بحث قدرت گرفتن جناحها مورد ملاک شده است در این راستا از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف مورد استفاده قرار می گیرد متاسفانه خیلی از ارزشها کمرنگ شده است  که اهم آن مادیت جای معنویت را گرفته دیگر آن رنگ و لعاب گذشته راندارد و ریاکاری و نفاق  جایگزین ان شده است کسب ثروت کلان نامشروح ولی بشکل مشروح بسیار رواج پیدا کرده است شاید تعجب کنی که جنگ و دفاع از کشور عزیزمان به سخره گرفته شد و گفتند آنهائیکه در جبهه حضور داشتند ادمهای زرنگی نبوده و فکر اقتصادی نداشتند و اگر تفکر اقتصادی داشته بودند به جبهه نمی رفتند . حسین جان گرچه خودت و یارانت شاهد اینگونه تغییرات هستید و لی مسئولین و ما از شما غافل شدیم و یادمان رفته شما برای چه جان عزیزتان را در راه اسلام و مملکتان هدیه دادید الان آنچه مهم بوده  جنگ برسر کسب قدرت و ثروت بوده که دیگر از حالت نهان کاری خارج شده و به شکل کاملا محسوسی رواج یافته است راستی کسانی هستند از زمان شما که آلوده نشده اند و نظاره گر اوضاع بوده و نگران و دلواپس می باشند . روحت شاد و یادتت به خیر

 

 

  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 20:42  توسط حسن مجیدی  | 

امروز روز مهم و خاصی برای ملت ایران است چراکه در این روز ملت بزرگ ایران نسبت به انتخاب یک نفر بعنوان رئیس جمهوراز میان چهار نفر کاندیدا و بر مبنای اصل 113 قانون اساسی اقدام می نمایندتا بعنوان دومین نفر از نظر دارا بودن قدرت نسبت به اداره امور کشور و در جهت رفع مشکلات فراوان از قبیل اقتصادی – اجتماعی – سیاسی – مسائل سیاست خارجی – داخلی و ..... اقدامات و تمهیدات لازم را معطوف نماید اما آنچه مهم و قابل تعمق است همانطوریکه می دانید قبل از انتخابات کسانیکه توانایی این وظیفه سنگین را در خودشان می بینند در وزارت کشور ثبت نام نموده و پس از بررسی صلاحیت آنها توسط شورای محترم نگهبان که قطعا مورد تایید مقام معظم رهبری است به عنوان کاندیدا هایی که توانایی اداره کشور را دارا باشند  به مردم معرفی می شوند و پس از بررسی مراحل مختلف تبلیغات توسط کاندیدا ها به شکل حضوری و مستقیم  با مردم و چه از طریق رسانه ملی نسبت به ارائه برنامه و نظرات ودیدگاه های خویش در جهت کسب آراء اقدام می نمایند که در  گذشته  این امر مسبوق به سابقه بوده است لذا هر کس بنابر تشخیص خویش یک نفر را اصلح دانسته و به آن فرد رای می داده است و دلیلی ندارد اگر یک کاندیدایی به نظر  فردی بهترین فرد بوده همه باید نظرش را بپذیرند که این امر اصل دموکراسی را زیر سوال می برد در صورتیکه نظر هرکس برای  او محترم و قابل ارزش است  و همچنین هر کاندیدای که انتخاب شد در حقیقت رئیس جمهور همه مردم بوده و همه باید به او کمک کنند  اما به نظر من آنچه در ایندوره بیشتر از دوره قبلی حائز اهمیت  می باشد کل کاندیدا ها از قبل خود را اصلح دانسته ود در برنامه مناظره ها بجای بیان برنا مه های خویش که در زمانهایی فقط به شکل کلی گویی مطرح شده  متاسفانه در جهت ارائه تهمت ها وافتراها نسبت به همدیگر و زیر سئوال بردن نظام در جهت اخذ آراء بیشتر برای کسب کرسی ریاست جمهوری اسلامی ایران بوده اند که بسیار جای تاسف و تفکر دارد لازم به یادآوری است در آموزه های دینی ما  آمده است مخصوصا که در کتاب سیری در سیره نبوی شهید مطهری مطرح شده هیچ وقت ائمه ما در رده رسیدن به حق از وسیله باطل استفاده نمی کرده اند نه تنها ائمه بلکه خاندان و نوادگان بزرگوار آنان  برای رسیدن به حق از تهمت ها و افتراها استفاده ننموده اند اینکه ما برای خدمت به کشور حیثیت سایر افراد و نیز اساس حکومت خویش را زیر سئوال برده عملی عبث  و بیهوده ای بوده و قطعا هیچ نتیجه ای در بر نخواهد داشت من اشاره ام به  یک کاندیدا خاص نبوده  و کل کاندیدا را شامل می شود هر کدام به نوعی اساس و پایه نظام را زیر سئوال بوده ودر جهت کسب آرا بیشتر با عملکرد نامطلوب خویش چهره نظام مقدس ایران را که با ریختن خون  هزاران شهید پایه گذاری شده هم در داخل و هم در خارج  کشور مخدوش نموده اند و طوری برخورد نموده اند که طرفداران هر کدام از آنان  براحتی اجازه تهمت و فحش را به رقیب خویش داده  و از هرگونه الفاظ زشت خودداری ننموده متاسفانه کار را به درگیری فیزیکی در خیابان کشاندند. وقتی دقیق فکر کردم به فکر هواداران فوتبال پیروزی و استقلال افتادم که در روز مسابقه بازی از شهر های دور و نزدیک به استادیوم رفته در هنگام مسابقه با الفاظ رکیک به  همدیگر ونیزبه بازیکن خودی و حریف فحش و ناسزا گفته و اگر نتیجه دلخواه آنان نباشد نسبت به تخریب صندلی ورزشگاه   و اتوبوس ها اقدام می نمایند در صورتیکه هیچ گونه نفع مالی برای آنان وجود  ندارندولی گناه و عواقب اخروی برای خودشان کسب می کنند در صورتیکه این بازیکنان و  مربیان هستند که پولهای هنگفتی به جیب می زنند و همچنین کشور از این مسئله در جهت سرگرم نمودن جوانان بهره برداری می نماید که جای شکی نمی باشد اگر شباهت وضعیت تبلیغات کاندیداها و خصوصا" طرفداران آنها را با این دو تیم مقایسه کنیم به نظرم به خطا نرفتیم بارها شنیده اید در عربستان و یا در سایر کشورها  شاهد بی احترامی آنان نسبت به اتباع ایرانی می شویم که خود من هم شاهد آن بوده ام قبلا ناراحت بودم  ولی با این عملکرد ها  باید این مسئله را امری طبیعی دانست  وقتی ما  قدر همدیگر را نمی دانیم نباید انتظار داشته باشیم دیگران برای ما ارزش قائل باشند النهایه در پایان امروز و یا احیانا  بعد از یک هفته برابر اصل 117 قانون اساسی یک نفر به عنوان رئیس جمهور انتخاب خواهند شد فرقی نمی کند که از میان چهار نفر چه کسی برنده می شود  و آنچه مبرهن و واضح بوده  مشکلات مملکت بیشتر و عمیق شده و این مردم هستند که بیشتر متضرر خواهند شد چرا که  وقتی  تعامل و دوستی در میان مسئولین رده بالای کشور خصوصا" در میان چهار کاندیدا که به نظر شورای محترم نگهبان اصلح ترین و  یهترین افراد  در جهت کسب کرسی ریاست جمهوری ایران بوده اند  وجود نداشته است این موضوع امری طبیعی است لذا  آینده بیانگر همه چیز خواهد بود و بنا بر حدیث منقول گذشت زمان همه چیز را ثابت خواهند نمود. ولی با تمام اوصاف امیدوارم آرا ء ماخوذه امروز در حد بالا بوده که می تواند به نفع نظام باشد آنچه مهم است اصل نظام بوده که همیشه باید پایدار باشد و قطعا" چنین خواهد شد .

  نوشته شده در  جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 15:56  توسط حسن مجیدی  | 

ساعت 8.30 صبح روز سه شنبه مورخ 25/1/88 بود که با رسیدن اتوبوس در میدان هزار سنگر از همراهان خداحافظی کرده و سوار اتوبوس شده و پس از اینکه در شهر بابل تعدادی زیادی از همسفران سوار اتوبوس شده بودند به سمت فرودگاه ساری حرکت نموده ایم ساعت 11 وارد فرودگاه شده و پس از طی مراحل خروج در اطاق انتظار منتظر پرواز شدیم ساعت پرواز ما 3 بعدازظهر بود ساعت 13.30یک فروند  هواپیمای سعودی در فرودگاه به زمین نشست و بلافاصله مسافرین آن پیاده و به داخل سالن فرودگاه هدایت شده اند باران مشغول باریدن بود و این برای هموطنان عزیزکه از محیط گرما به محیط سرد منتقل شده بودند منظره جالبی بوده است ساعت 14.20 بود به ما اجازه دادند تا سوار هواپیما شویم

 پس از استقرار کلیه مسافرین و خوشامد گویی توسط خلبان ساعت 15 هواپیما ساری  رابه مقصد شهر مدینه ترک کرد از نکات بارز وجود خد مه های هواپیما از ملیتهای مختلف بوده است کلیه خدمه پرواز از مصر و فلسطین و نیز سایر کشور ها بودند هواپیما بر فراز کوه البرز که قسمت اعظم آن پوشیده از برف بود در حال پرواز بوده است چشم انداز بسیار زیبای بوده است وقتی از بالای آسمان به سطح زمین می نگری اثری از انسانها پیدا نمی  کنی ولی بر روی  زمین انسانهایی می بینیم که خود را باندازه کل جهان می بینند افکار زیادی وقتی از آن بلندی به پایین نظاره گر می شوی به مغزت خطور می کند که یکی از آنها عظمت خداوند بزرگ در خلقت آسمان و زمین می باشد . ساعت 18 بود که هواپیما در فرودگاه مدینه منوره به زمین نشست مسافرین لحظات خوبی را سپری می کردند و ما هم احسای خوبی داشتیم و ازاینکه مجددا" توفیق حاصل شد به سرزمین وحی سفر کنیم  خدا را شکر می کردیم وقتی از هواپیما خارج شدیم گرمای هوا محسوس و ملموس یوده است فرودگاه خلوت بود در رابطه با  انجام امور اداری خروج زیاد معطل نشدیم ولی در موقع ثبت مهر ورود بر روی گذر نامه ام مامور مربوطه یک نگاهی به من کرد گفت برو آخر صف . تعجب کردم به زبان انگلیسی به او گفتم ببخشید ایشان همسر من هستند و من هم در صف بودم دیدم اثری ندارد و شاید  بر اثر لجبازی مشکلاتی برای ما بوجود بیآید و نیز به جهت جلوگیری از تنش پاسپورتم را گرفته و به آخر صف رفتم . پس از طی مراحل اداری بوسیله اتوبوس به سمت هتل محل اسکان کاروان حرکت نموده و ساعت 19.30 به وقت تهران درهتل بهاءالزهراء که   واقع در روبروی درب ورودی شماره 7 مسجد نبوی بوده و با مسجد حدود 8الی 9 دقیقه فاصله داشته مستقر شدیم  ضمنا" از  مدینه منوره تا تهران حدود 1.30 ساعت اختلاف زمانی وجود دارد بنابراین ما ساعت 21 به وقت مدینه وارد این شهر منور شدیم

  نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:12  توسط حسن مجیدی  | 

وقتي در دي ماه 1385 از سفر حج تمتع برگشتيم در همان سال و در ماه يهمن جهت سفر عمره مفرده باتفاق باجناقم حاج اميركلايي و حاج خانمها ثبت نام نموده ايم و باتوجه به اينكه ثبت نام در بانك ملي بوده و بنابر بر تاكيد سازمان حج كه  اعزام حتما" بايد در سال 88 صورت پذيرد در اواخر سال گذشته به چند تا از كاروانها سطخ شهر مراجعه نموده ولي بعلت تكميل ظرفيت تا پايان شهريور قادر به ثبت نام نبوده ايم لذا با راهنمايي و هماهنگي بعمل آمده توسط حاج قنبري با يكي از كاروانهاي تنكابن نسبت به ثبت نام ما از طريق اينترنت اقدام شده است ما در سال گذشته 2 بار به شهر تنكابن جهت تحويل مدارك به كاروان حاج مهري رفته و نيز متوجه شده ايم بيش از 80 نفر از همسفران ما از آمل و بابل مي باشند

 با عنايت به اعلام كاروان مربوطه در روز جمعه مورخ 21/01/88 در جلسه توجيهي كه در مسجد وادي كه در گلزار شهدا ء شهر تنكابن واقع شده شركت نموده و از نزديك با مسئولين و اعضاي كاروان آشنا شده ايم از قرار معلوم ساعت 30/8 روز دوشنبه مورخ 25/01/88 بايد در ميدان هزار سنگر منتظر همراهان تنكابني بوده تا باتفاق هم به سمت فرودگاه ساري اعزام شويم علي الحال خيلي خوشحالم كه اين توفيق حاصل شد كه مجددا" عازم مدينه منوره ومكه مكرمه جهت زيارت قبر مطهر پيامبر گرامي اسلام و قبور مطهر ائمه در بقيع و زيارت خانه خدا شده و انجام اعمال حج عمره مفرده  انجام دهم اميدوارم اين  سفر معنوي كه پر از رمز و راز فراوان مي باشد در جهت اصلاح امور دنيوي و اخروي اين حقير مفيد و موثر

 واقع گردد.

  وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴿26﴾ سوره حج

 

و چون براى ابراهيم جاى خانه را معين كرديم [بدو گفتيم] چيزى را با من شريك مگردان و خانه‏ام را براى طواف‏كنندگان و قيام‏كنندگان و ركوع‏كنندگان [و] سجده‏كنندگان پاكيزه دار (26)

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 17:26  توسط حسن مجیدی  | 

سال 1387 هم با تمام فراز و نشيبش تمام شد طبق روال هر سال براي مسافرت ايام عيد قبل از سال صحبتهايي با هم داشتيم من ابتداء بدليل اينكه بيست و پنجم فروردين عازم سفر مكه مي باشم راضي به مسافرت عيد نبودم ولي بخاطر بچه ها موافقت نموده و باتفاق حاج غياثي و آقاي حسينيان طبق معمول هر ساله برنامه سفر جهت مشهد مقدس گذاشتيم بنابراين ساعت 21 شب پنچشنبه مورخ 29/12/87 بر خلاف نظر حاج غياثي كه معتقد بود رانندگي در شب سخت و خطرناك مي باشد حركت كرديم من  تا آشخانه رانندگي نموده و احساس خستگي و خواب آلودگي  نموده ام كه بعد از آن آقاي حسينيان مشغول رانندگي شد نرديكي اذان صبح بود به بجنورد رسيديم به مسجد كنار پارك رفته و  نماز را خوانده و پس از كمي استراحت عازم شديم من ديگر در ماشين خوابيدم يك زمان بيدار شده كه ساعت 9 صبح بود و داخل شهر مشهد بوديم . چند موتور سوار به سوي ما آمده و در رابطه با اجاره منزل دنبال مشتري بودند ما هم خسته بوده و با توجه به نزديك شدن زمان تحويل سال نو نياز به استراحنگاه و منزل ضروري به نظر مير سيد لذا آقاي حسينيان  با توجه  به اينكه خسته هم بود با يكي از موتور سواران جهت ديدن منرل عازم شد و ما در خيايان امام رضا (ع) درون ماشين منتظر مانديم بعد از چند دقيقه آقاي حسينيان برگشت نموده و پس از توافق شبي 600000 ريال عازم منزل اجاره اي در كوي دانش پشت بازار رضا (ع) شديم ساعت حول و حوش 11 صبح بود پس از استراحت و صرف نهار ساعت 14 عازم حرم شديم حاج خانمها و جوانان زودتر رفته بودند من و حاج  غياثي – حسينيان و دخترم بعد از طي كردن مسافتي كه 15 دقيقه طول كشيد به فلكه آب رسيديم فلكه آب پر از جمعيت بود ديگر قادر به جلو رفتن نبوده ايم لذا همانجا روبروي حرم ايستاده و منتظر زمان  تحويل سال شديم وقتي زمان آن فرارسيد زمزمه دعاي يا مقلب القاوب والابصار و ........... از سوي مردم جلوه خاصي به  زمان تحويل سال داده بود با اعلام سال نو هلهله و شادي از ميان جمعيت برخاست و بعضي شكلان در ميان  مردم پرتاب مي نموده اند خانواده ها همديگر مي بوسيدند و براي هم آرزوي موفقيت مي كردند .

ما هم همديگر  را بوسيديم بعد از تحويل سال بدليل شلوغي قادر به رفتن به سوي حرم نبوديم لذا به منزل برگشته و استراحت نموده ايم و غروب جهت زيارت و نماز به حرم رفبيم تا روز چهارشنبه 5/1/87 در مشهد مقدس بوده و در زمانهاي مختلف به زيارت آقا امام رضا(ع) مي رفتيم صبح چهارشنبه بعد از اذان صبح و خواندن نماز به سمت شهر مان حركت نموده ايم ساعت 9 صبح بود كه به بجنورد رسيده و صبحانه را كنار پار ك صرف نموده و سپس حركت نموده و  در انتهاي شهر آْشخانه بوديم  كه ناگهان ماشين ما يك تكاني خورد و صداي ضريه محكمي به گوش رسيد من يك دفعه گفتم ماشين مارا زدند در سمت چپ جاده  خوشبختانه افسر پليس ايستاده بود ما سريع بيرون آمديم و ديديم يك پيكان از جاده فرعي مستقيم به سمت جاده اصلي آمده و با ماشين ما برخورد نموده است من چيزي نگفتم آقاي حسينيان ناراحت شد چند كلمه اي با راننده جر و بحث نمود راننده يك جوان روستايي بود تازه ماشين پيكان مدل 1357 را خريده بود افسر به ما گفت  جهت ترسيم كروكي به راهنمايي شهر آش خانه برويم كه من و حاج غياثي سوار ماشين آن جوان شده و در راهنمايي و رانندگي همان افسريكه ماشين ما را ديده خيلي زود كروكي صحنه تصادف را كشيد و همراه مدارك ديگر تحويل ما داد و ما پس از آن به سمت شهر مان حركت نموده ايم حدود يك  و ساعت و نيم معطل شديم باز خدا را شكر نموده كه خسارت به كلگير عقب راست و سپر عقب و جراغ خطر بوده و لطمات جسمي را در پي نداشته است .

جاده خيلي شلوغ بود و ترافيك بسيار سنگين بود لذا ساعت 21 شب بود كه  يه شهرمان رسيديم ناگفته نماند در شهر مينودشت  بعلت بارندگي شديد قادر به پخت و پز غذا نبوديم با همكار خوبم هماهنگي نموده و دراداره كه از امكانات خوبي برخوردار بود حدود يكساعت جهت صرف نهار زمان سپري نموده ايم                                                    

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 12:24  توسط حسن مجیدی  | 

روز شنبه مورخ 2/10/۸۵ بود به مسجد نبوي رفته و دعا و زيارت را انجام داديم با توجه به اينكه   مقررشده بود فردا روز يكشنبه ساعت 14 عازم شهر مكه شويم تصميم گرفتيم كه به مسجد شيعيان در شهر مدينه رفته و ضمن ارتباط با شيعيان آنجا نماز جماعت ظهر و عصر را در آن مسجد بخوانيم لذا باتفاق هم اتاقي عزيز و حاج خانمها يك ون استيشن كرايه نموده و ساعت 11 به سمت مسجد حركت نموديم ، متاسفانه راننده مكان مسجد را نمي دانست و ما هم زبان عربي بلد نبوديم و در حدود 30 دقيقه طول كشيد تا راننده با پرس و جو از مردم به مسجد برسيم. وقتي به مسجد رسيديم تقريبا نزديك اذان بود داخل مسجد مسلمانان شيعه و نيز تعدادي از برادران اهل سنت از كشورهاي مختلف بوده اند حال و هواي مسجد همانند مساجدخودمان بود و بدين خاطر حاج رحمانزاده گفته كه خدارا شكر پس ار چندي مهر نمازرا ديده  و صداي شهادت ولايت اميرامومنين علي (ع) را  در موقع اذان شنيديم من هم با يكي از جوانان شيعه پاكستان آشنا شده خيلي باهم صحبت كرديم  وی در ارتش خدمت ميكرد آدرسهاي همديگر را به  هم داده تا در يك زمان و فرصت  مناسب سري به همديگر بزنيم .

 بعد ازخواندن  نماز ظهر و عصر به جماعت مجددا" با كرايه يك ماشين  استيشن ديگر به سمت هتل حركت كرديم وقتي به محل هتل رسيديم اتومبيل سمت چپ جاده توقف نموده  تا پس ارآن  به سمت راست رفته و ما را پياده نمايد در جلوي ماشين حاج آقا مسعودي و رحمان زاده نشسته بودند در همين حين حاج آقا مسعودي فكر كرده كه راننده براي پياده نمودن ما توقف  نموده است لذا درب ماشين را باز نموده كه پس از آن درب با يك ماشين سواري مدل بالا برخورد و ماشين در 6 – 5 متري  جلوي ما توقف نمود ما همگي  خيلي ناراحت شديم راننده استيشن به زبان عربي يك چيزهايي مي گفت ولي ما چيزي نمي فهميديم ولي مشخص بود ناراحت شده بود، ما نگران شديم و از طرفي چون در نزديكي محل هتل ما بود استرس نداشتيم و حداقل خسارت وارده را جبران مي نموديم ، بعد از چند لحظه دو تا جوان يكي راننده و يكي سرنشين ماشين بوده از ماشين پياده شده و نگاهي به محل خسارت نموده و پس از آن نگاهي به سمت ماشين ما كرده و لبخندي زده و سوار ماشين شده  و حركت نمودند ، ما همگي تعجب كرديم آنها حتي به سمت ماشين ما نيآمده بودند و همچنين  هيچگونه آثار ناراحتي در وجودشان ديده نشد ، اين مسئله براي ما بسيار مهم بود و ما در داخل هتل خيلي بحث كرديم و اينكه شايد بدين وسيله مي خواستند به ما بفهمانند ما ملت با گذشتي هستيم و يا حقيقتا فرهنگ رانندگي آنان بالا بوده است  و يا گذشت آنان به خودشان علي الخصوص به حجاج خانه خدا زياد است در هر حال ، حركت نيكو و خيلي  پسنديده اي  بود   و در رابطه با رفتار ما منباب نمونه در شهر ما كه وقتي يك راننده در صف بنزين    براي  راننده جلو بوق زده و به خاطر همين حركت مورد ضرب و شتم قرار گرفت قابل قياس نمي باشد  النهايه حركت آن دو جوان فراموش نشدني است و اميد است در كشور ما به هر دليل و به ظاهر هم شده رانندگاني با گذشت و با اخلاق داشته باشيم چرا كه در اين ارتباط مشكلات فراواني داريم  .

حاج آقا دریاباری از هم اتاقی عزیزدر مسجد شیعیان   

  نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 14:37  توسط حسن مجیدی  | 

همه ساله با فرارسيدن ماه محرم شاهد عزاداري سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع) و ياران با وفايش ازسوي مسلمانان شيعه در ايران و سراسر جهان مي باشيم با توجه به اينكه واقعه عظيم و دردناك عاشورا در سال 61 هجري قمري و نزديك به 1379 سال پيش در صحراي كربلا اتفاق افتاد و از حوداث مهم گذشته جهان اسلام بوده بايد همواره با تامل و تعقل بيشتر به اين ماجرا نگريسته و ضمن شناسايي علل و عوامل بروز حادثه از تمام زواياي قيام عاشورا درس گرفته و چراغ هدايت زندگي حال و آينده خويش را بر مبناي آن ترسيم نمائيم .

معتقدم ما تا آگاهي لازم از علل و نيز چگونگي قيام و شهادت حضرت ابا عبدالله و يارانش و مصيبت جانكاه اسارت رفتن بازماندگان واقعه نداشته باشيم نمي توانيم عزادار واقعي و با منطقي براي امام حسين باشيم آنچه واضح و مبرهن است و قدر مسلم همه ما به آن واقفيم قيام اباعبدالله فقط در جهت احياء دين چدش پيامبر اسلام و زنده نگهداشتن فريضه امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اسلامي بوده است لذا در هر سال با توجه به فرراسيدن ايام محرم ضمن عزاداري نمودن به اين نكته توجه داشته باشيم كه چقدر در راستاي اهداف امام حسين (ع) حركت مي كنيم . به نظرم خيلي از ما مسلمانان جنبه ظاهري قيام كه مصيبت و ... ديده و به علل و سبب قيام توجهي نداريم و متاسفانه به علت عدم آگاهي با وارد نمودن تحريفات لفظي و معنوي در برگزاري مراسمات كه بعضا" از دشمنان اسلام هدايت شده و زيبايهاي و فضائل قيام عاشورا را پوشاننده اند (منجلمه قمه زدن در روز عاشورا كه به لطف خدا در چند سال اخير كم و يا از بين رفته است)به دشمنان اسلام در تحريف نمودن قيام كمك مي نمائيم  فلذا از هرگونه عزاداري كه به عظمت قيام ابا عبدالله لطمه وارد مي نمايد بايد پرهيز گردد متاسفانه پاره اي از شيوه هاي عزاداري آلوده به تحريفات شده مثل ابزار و آلات و علي الخصوص علم  كه در زمان عزاداري استفاده مي شود هيچگونه سنخيتي با قيام ابا عبدالله ندارد ولي استفاده از آن هر سال بيشتر مي شود و در اين  ارتباط در حدود ده سال پيش حضرت آيت الله جوادي آملي مفسر برزگ قرآن هرسال در شهرمان بر عدم استفاده از علم تاكيد ورزيدند ولي متاسفانه هرسال بر تعداد آن اضافه شده است النهايه معتقدم عزاداري امام حسين (ع) لازم و ضروري و اجتناب  نا پذير است ولي بايد در راستاي احياء و اصلاح دين خودمان باشد و در غير اينصورت اثري نخواهد داشت و ساده انگاري است كه فكر كنيم امام حسين (ع) و ياران با وفايش نياز به عزاداري ما داشته باشند مع الوصف اميد است از اين حركت خودجوش كه همه ساله به وجود مي آيد با ساماندهي مناسب در تكايا در جهت رشد و اصلاح رفتارهاي ديني خودمان به بهترين شكل بهره برداري كنيم و ضمن درك علل و اهداف قيام ابا عبدالله پيرو واقعي آن حضرت باشيم

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 17:40  توسط حسن مجیدی  | 

به لطف خدا باز توفیق حاصل گردید تا به شهر مقدس وبه زیارت آقا امام رضا (ع) برویم آقای حسینیان از بستگان خوب ما عامل این توفیق بودند وبا توجه به اینکه همانند سال گذشته که  تعدادی از نیروهای ادارات کل استان را به مشهد مقدس اعزام نموده اند امسال هم تعداد دیگری از افراد را اعزام نموده وما را هم مورد لطف و عنایت خویش کما فی السابق قرار داده اند قرار شد من و باجناقم باتفاق حاج خانمها با وسیله نقلیه خودم حرکت نمائیم لذا در ساعت 30/15 روزیکشنبه م24/09/87 به سمت مشهد حرکت نموده ایم . حاج محمد فرزند باجناقم در مینو دشت درس می خواند لذا جهت رفتن به شهر مذکور با ما همسفر شد نماز مغرب و عشاء را با راهنمایی حاج محمد در امامزادگان محمد بن زید و محمدبن جعفر صادق (ع) که در نزدیکی شهر مینودشت سمت راست و در بالای کوه قرار دارد به جا آوردیم با توجه به تاریکی شب و قرار گرفتن امامزاده در بالای کوه و روشن بودن چراخهای اطراف شهر ها چشم انداز زیبای را نظاره گر بوديم  پس از پیاده نمودن محمد به سمت مشهد مقدس حرکت نموده  و ساعت 23 شب در شهر بجنورد پس از صرف شام حرکت نموده و ساعت 30/2 در پارکینگ شماره 4  حرم مستقر شدیم

من از بس که خسته بودم در داخل ماشین خوابیده و حاج خانم باتفاق باجناق و خواهر خانمم به حرم رفتند ساعت 30/4 بیدار و وارد حرم شده وپس از زیارت و خواندن نماز مجددا" به داخل ماشین برگشته و تا ساعت 11 صبح خوابیدم پس از آن با آقای حسینیان که بوسیله اتوبوس حرکت نموده اند تماس گرفته وگفتند ما در مشهد هستیم و قرار شد ساعت 30/13 در محل هتل همدیگر بینیم  ماشین را نزدیک هتل در پارکینگی پارک نموده و در ساعت مقرر درهتل حاضر شده و پس از دیدار همسفران نهار در رستوران هتل صرف نموده و پس از آن استراحت نموده ایم روز دوشنبه هوا در مشهد خوب بوده ولی شب هوا خیلی سرد شد که در روز سه شنبه شاهد بارش برف شدیم النهایه تا روز پنجشنبه 29/09/87در مشهد مقدس بودیم و به فراخور زمانهای مختلف در حرم رفته وزیارت و نماز بجا می آوردیم با توجه به فرارسيدن عيد غدير زوار زيادي به شهر مشهد مقدس آمده  و جمعيت زيادي در حرم حضور داشته اند  شب عید غدیر ما با خریدن آجیل و میوه در اتاق خودمان با حضور چند از دوستان جشن گرفتیم  من و باجناقم و آقای حسینیان باهم در یک اتاق هفت نفره مستقر بودیم خیلی سفر خوبی بود ضمنا " دخترم در روز سه شنبه باتفاق همکلاسی و مدیران دبیرستانش عازم مشهد شده بود که در صبح روز چهارشنبه روز عید غدیر در چهارراه برق خیابان صدوق دنبال او رفته و نزد خويش در هتل آورديم  النهایه بعد از ظهر روزپنجشنبه ساعت 30/2 به سمت آمل حرکت نمودیم قبل از حرکت به دوست عزیزم حاج قا سم علی در گرگان تماس گرفته تا شام منزل ایشان برویم که ساعت 30/20 به منزل ایشان رسیده و پس ازدیدار و صرف شام و استراحت ساعت 24 به سمت آمل حرکت نموده و ساعت 45/1 به منزل رسیدیم

  نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 17:40  توسط حسن مجیدی  | 

درسال 1357 پس از طي مبارزات طولاني انقلاب اسلامي به رهبري امام (ره) پيروز شد كشور ايران هميشه و همواره مورد تهديد ساير كشور هاي متخاصم علي الخصوص آمريكا بوده است آمريكا با ايجاد اغتشاش در امور داخلي و ترور شخصيت هاي انقلاب توسط ايادي داخلي سعي در نابودي نظام نوپاي انقلاب اسلامي داشته است لذا امام با دور انديشي و درايت خاص در بيست و پنجم آذر 1358 فرمان تشكيل  بسيج مستضعفين را داده است بخاطر مي آورم اكثر كسانيكه عضو بسيج شدند  واقعا مستعف بودند و از هر قشر جامعه با خلوص نيت عضو آن مي شدند . در شهريور سال 1359 بود كه در پي تحريكات و حمايتهاي آمريكا و هم پيمانانش كشور عراق به سرگردكي صدام كه كينه و عداوت چندين ساله با كشور عزيز مان ايران بر سر مسئله قرارداد 1975 الجزاير داشته با تمام قوا به ايران حمله نمود در اين تهاجم كه با حمايتهاي مالي كشور هاي عربي و نيزحمايتهاي همه جانبه كشور هاي غربي و اروپاي صورت گرفت مدت 8 سال طول كشيد حضور بسيجیان از هر قشر علي الخصوص نوجوانان و دانش آموزان كه با نهايت خلوص و ايثار در جبهه ها حضور مي يافتند عامل اصلي عدم شكست در اين جنگ بوده است بسيجیانيكه بدون هيچگونه چشمداشت مالي و در جهت برقراري حكومت اسلامي بر پايه عدل و انصاف با تمام خلوص جنگيد ند و در اين راه با اهداء جان خويش نهايت ايثار را به منصه ظهور رسانند تاريخ پر از ايثار و فداكاري اين عزيزان در طول 8 سال جنگ مي باشد منباب نمونه  وقتي چند ی پيش مصاحيه يك بازجو عراقي را در روزنامه ايران مي خواندم كه اعلام نمود  يك اسير ايراني را براي بازجويي نزد او برده و براي كسب اطلاعات هر 2 دقيفه يك انگشت دست و يا پا يش را قطع مي نمود و با فندك برقي جاي بريده شده را مي سوزاند  و لي او هيچ اطلاعاتي نداده است  متوجه خواهيم شد كه در زمان جنگ چه از خود گذشنگي و ايثار وجود داشته است مع الوصف آنچه مبرهن و محرز است قدرت معنويت در زمان جنگ حرف اول را مابين بسيجيان و مسئولين حاكم بوده و ماديت هيچگونه نقشي نداشته است ولي متاسفانه بعد از چند سال از زمان جنگ مسائل ماديت جايگزين معنويت شده است و خيلي از افراد بر سر كسب مناصب دولتي و اخذ بيشتر از غنائم جنگي به بحث و جدل پرداحته اند و به نظرم به فرموده پيامبر اكرم (ص) در جهاد اكبر كه مبارزه با نفس بوده  شكست خورده اند البته افراد زيادي از بسيجيان هستند  كه از  وضع بوجود آمده ناراحت بوده و خون دل  مي خورند . تاسف بارتر اينكه در جهت رسيدن به اميال دنيوي از وقايع جنگ و شهداء استفاده ابزاري مي نمايند كه ناراحت كننده است . راستي كجا بسيج در آن زمان 180 ميليارد تومان وجه نقد داشته است آيا وجود اينهمه سرمايه مي توانست اورا وادار به حضور در جبهه نمايد ؟و در حال حاضر با انداختن چفيه بسيج در مراسمات هفته بسيج شركت كردن و به ايراد سخنراني پرداختن چه معني مي تواند داشته باشد ؟ يادم مي آيد در زمان اوايل انقلاب و جنگ خيلي از كسانيكه حيلي كمتر سرمايه داشتند به آنان مي گفتند مرفهين بي درد !!! آيا زمان عوض شده و ما افراد با ايمان و خيلي سرمايه دار و در حقيقت مرفهين با درد داريم ؟ !!!! النهايه مسئولين نبايد فراموش كنند كه با دلاوريها و ايثارگريهاي شهداء و جانبازان و بسيجيان خالص كه خون دل مي خورند به اين مناصب رسيدند لذا بايد در راستاي برقراري حكومت اسلامي به معني واقعي قدم بر دارند در غير اينصورت بايد در پيشگاه خدا و شهداء جوابگو باشند

  نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 22:20  توسط حسن مجیدی  | 

روز پنجشنبه مورخ 30/9/85 موقع صرف نهار در رستوران هتل بود که آقای کمانگری مدیر کاروران اعلام نمود که امشب راس ساعت 21 دعای کمیل در کنار قبرستان بقیع برگزار می شود لذا از کلیه زائرین در خواست نمود تا در این مراسم معنوی شرکت نمایند بنابراین ما پس از صرف نهار و استراحت ساعت 17 جهت اقامه نماز مغرب و عشاء به مسجد نبوی و پس از ادای فریضه نماز به هتل برگشته و مجددا ساعت 30/20 جهت شرکت در مراسم دعای کمیل عازم مسجد نبوی شدیم . غروب شایع شده بود که بدلیل درگیری زوار لبنانی با شرطه های مدینه از برگزاری دعای کمیل جلوگیری می کنند ولی با اینحال کلیه زائرین به شایعات توجه ننموده و به سمت محل برگزاری حرکت می نموده اند ما وقتی در نزدیکی محل رسیدیم با حضور چندین شرطه مواجه شده که آنها پس از شناسایی و رویت کارت به ما  مجوز عبور دادند فکر می کنم از حضور زوار خارجی ممانعت می کردند با اینحال وقتی به محل برگزاری دعا که مابین قبرستان بقیع و مسجد نبوی است رسیدیم تقریبا" مکان پر از جمعیت بود و هر لحظه بر تعداد آن افزایش می یافت  که پس از چند دقیقه خواندن دعا با لحن زیبایی شروع شد و فضای عجیبی بر مکان حاکم شد . به نظرم کسانیکه که در این مراسم شرکت نموده اند حس و حال مربوطه را بهتر لمس می نمایند که برگزاری دعای کمیل آنهم در کنار قبرستان بقیع و در کنار قبر مظهر پیامبر اکرم و ائمه مطهر از چه شور و حالی برخوردار است .

اما با عنایت به اینکه  مسئولین دینی عربستان به خواندن دعا اعتقاد نداشته و حتی شاهد جلوگیری شرطه ها از بابت خواندن دعا در کنار قبر مطهر پیامبر اکرم (ص) و قبرستان بقیع بودم صدور مجوز برگزاری دعای کمیل با شکوه و جلوه خاص و همچنین هماهنگی در رابطه با پخش مستقیم تلویزیونی  برای اینجانب جای تامل و سوال داشته است گرچه معتقدم بهر دلیل که  این توافق حاصل شده باشد این حرکت را یکی از مهمترین و با ارزشترین کارهای سازمان حج و زیارت می دانم چرا که عامل مهمی در جهت تقویت مسائل روحی و روانی زائرین می باشد .

دعای کمیل با شکوه هر چه تمامتر برگزار و به اتمام رسید و کلیه زائرین به سمت هتلهای خویش مراجعت نموده اند

  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 23:0  توسط حسن مجیدی  | 

روز پنجشبنه مورخ 30/9/85 بود که هم اتاقی های عزیز آقایان مسعودزاده – رحمانزاده – امیرکلایی – دریاباری و حیدریان تصمیم گرفته تا سری به بازار مدینه و با اتفاق حاج خانمها بزنیم بنابراین پس از صرف صبحانه ساعت 9به یک  مغازه برزگ چند منظوره  که در نزدیکی محل هتل وجود داشته مراجعه نموده و نسبت به خرید اقدام نموده ایم شایان ذکر است یکی از نقاط منفی حجاج ایران بحث خرید از سفر مکه می باشد علی الخصوص در سفر تمتع (علی رغم تاکیدات فراوان  که در کلاسهای آموزشی قبل از سفر متذکر می شوند )  که بسیار حائز اهمیت می باشد البته در اسلام خرید هدیه در سفر تاکید شده است ولی این مسئله برای ما ایرانیان از حد اسراف گذاشته است و با توجه به اهدا ء کادو به بستگان که در بیشتر مواقع مورد قبول نشده و حتی باعث کدورت می شود  علاوه بر هدر دادن سرمایه مملکت موجب بروز مشکلات در امر خرید در عربستان منجلمه عدم رعایت در زمان مناسب برای خرید که در بعضی از مواقع  متاسفانه در زمان برگزاری نماز صورت می پذیرد می شود همانطدریکه مستحضرید در عربستان نماز را در وقتهای معین می خوانند و این امر در کلیه سطح شهر حاکم بوده و کلیه مغازه دار ها موظف به بستن مغازه در زمان نماز هستند و مسئله فوق چه بحالت ترس و یا اعتقاد عملی می گردد حال تصور اینکه زائر ایرانی نماز ظهر و عصر را باهم در مسجد النبی و یا مسجدالحرام خوانده باشد و موقع نماز عصر در بازار و در داخل مغازه باشد چگونه می باشد مسلما" زائر یا زائرین را از مغازه خارج نموده و مغازه را تا پایان نماز می بندند که این حالت اصلا" صورت خوشی نداشته و بعضا" مورد سو ء استفاده وهابی قرار گرفته است شایان ذکر است  در ایام حج از سوی سازمان حج و اوقاف نشریه ای بنام زائر چاپ شده که اخبار مهم ایران و موارد مرتبط با سفر حج را جهت استفاده حجاج چاپ می کند که در یکی ازشماره ها با یکی از فروشندگان که افغانی بوده مصاحبه نموده اند ( در مدینه و مکه اکثرفروشتدگان مغازه از افغانستان – سودان – و....بوده و بعنوان کارگر  برای عربها در مغازه کار می کنند ) جالب اینکه نامبرده اشاره داشته که ایرانیان بیشترین خرید را دارند و اصلا سایر زوار خارجی اهل خرید نیستند . شاید یکی از دلایل مهم آن بحث قیمت کالا باشد که به نظرم دولت باید در این زمینه اقدام نموده و حتی المقدور راهکار مناسب در جهت نحوه خرید حجاج ارائه نماید النهایه تا ساعت 11 در فروشگاه بوده و پس از آن به محل هتل رفته و سپس جهت اقامه نماز ظهر و عصر به سمت مسجد نبی اکرم (ص) رفتیم پس از نماز و زیارت جهت صرف نهار و استراحت به هتل مراجعه نموده ایم ضمنا" در مسجد با  یکی از برادران افغان که شیعه بوده و در آمریکا زندگی میکرده آشنا شده و بعد از نماز ظهر خیلی با هم گفتگو و صحبت نموده ایم

 

  نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 15:8  توسط حسن مجیدی  | 

امروزه در سطح جهان و نیز کشور خودمان خبر های تاسف باری پیرامون جنایات بشر شنید ه و یا می بینیم که انسان را به حیرت و تعجب وادار می نماید خبر ها ئیکه بسیار تکان دهنده و وحشت آور می با شد براستی چرا انسانیکه اشرف مخلوقات بوده بعضا" دست به جنایاتی می زند که از شنیدن آن لرزه بر اندام انسان می افتد و تاسف بارتر اینکه اکثر جنایات در سایه اعتقادات و محق بودن صورت می پذیرد . به نظرم اینها از حماقت های انسان بوده و فرقی در هیچ ادوار و زمانهای گذشته با زمان حال حاضر ندارد و شاید شکل و نوع آن تغییر یافته است وقتی کتاب سینوهه پژشک مخصوص فرعون مصر را می خواندم هیچوقت اشاره سینوهه را دررابطه با حماقت های بشری را فراموش نمی کنم که گفته بود شاید در آینده شکل و قیافه و ریش انسانها عوض شود و لی حماقتهای او عوض نمی شود و بدرستی چنین می باشد و افزایش علم و تکنولوژی عصر حاضر و آینده نمی تواند جلوی حماقتها و جنایتهای انسان را بگیرد و متاسفانه عامل مهم در تشد ید حماقتها و جنایتهای انسان شده و نیز خواهد بود . خداوند کریم ما انسانها را خلق نموده تا به همدیگر عشق ورزیده و کمک حال هم در شرایط مختلف باشیم و معتقد م خیلی از انسانها با دارای نیت خوب وجود داشته و به هم نوع خویش و حتی به حیوانات کمک می نمایند و وجود این گونه افراد با کرامت بوده که جهان هستی پا برجا می باشد و همچنین معتقد بوده در این جهان خیر و شر – خوب و بد – زشت و زیبا – جنایت و حمایت – دو.ستی و دشمنی و .... وجود داشته تا میزان شخصیت هر فرد بر اساس آنها و بر مبنای اختیار شکل بگیرد و این بدلیل اختیار و اراده ای است که خداوند به انسان اعطاء نموده است النهایه بعضی از جنایا ت تاریخ بشر واقعا" شرم آور و چندش آور است که ذکر آن از حوصله این بحث خارج است فقط ذکر خبر شیطان پرستان روس که 4 نوجوان 16-17 ساله را بطرز فجیع به قتل رسانده اند کفایت می نماید خبری که در روز چهارشنبه مورخ 24/7/78 در روزنامه ایران درج شده است برای خواندن خبر بر روی ادامه مطلب کلیک فرمائید . خدا مارا از شر شیطان و شیطان پرستان مصون بدارد


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 11:20  توسط حسن مجیدی  | 

بعد از اتمام زیارت دوره ای ساعت 13روز چهارشنبه مورخ 29/9/85 اعضای کاروان به محل هتل بازگشته اند و پس از خواندن نماز جهت صرف نهار به محل رستوان هتل رفتیم و پس ازنهار و کمی استراحت ساعت 17 جهت اقامه نمار مغرب و عشاء باتفاق هم اتاقی ها که پس از گذشت چند روز انس و الفت خوبی مابین ما حاصل شده بود به مسجد نبوی رفته و پس از نماز همانند روزهای گذشته در حیاط مسجد در کنار سایر مسامانان آفریقایی نشسته و باهم به گفتگو می پرداختیم با اینکه آنان از برادران اهل سنت بوده اند رفتار و برخورد خوبی داشته و از گفتگو با هم لذ ت می بردیم و همچنین از اوضاع  و احوال آنان و نیز کشورشان مطلع می شدیم پس از اتما م گفتگو ها به سمت هتل مراجعه نموده ایم و بد لیل اینکه حاج حسین دنبال خرید سیگار بوده از من خواسته تا محل هتل پیا ده رفته تا شاید در یکی از مغازه ها به سیگار دسترسی  پیدا کند من هم قبول نمود ه و با پای پیا ده به سمت هتل حرکت کردیم و در طول مسیر از هر مغازه ای سوال می نمود یم خبری از سیگار نبوده است با اینحال در نزدیکی هتل یک جوان که به نظر می رسید شیعه باشد در حال کشیدن سیگار بود و حاج حسین و من به اونزدیک شده و با زبان عربی و خیلی دست و پا شکسته گفتیم که کجا سیگارمی شود تهیه کرد  دید یم جوان سریع از جیبش سیگار در آورده و به حاج حسین و من تعارف کرد من که سیگار نمی کشیدم ولی حاج حسین سیگار را گرفت و پول تعارف کرد جوان قبول نکرد گفت شما ایرانی و شیعه هستید گفتیم بله و او در جواب گفت من هم شیعه هستم ما خیلی خوشحال شدیم در حین گفتگو بودیم که ناگهان صدای وحشتناکی ما را به سوی خودش جلب کرد یکه خورده و وقتی سر برگرداندیم دیدیم در داخل یک اتومبیل دولتی 2 شرطه که چهره وحشتناکی  و با ریش های بلند داشته اند و به نظر میرسید وهابی باشند به ما و آن جوان نهیب زده و خواستار جدایی شدند که در این زمان آن جوان از ما خداحافظی کرده و بسرعت دورشد و ما هم با ناراحتی به سمت هتل برگشتیم و آنشب به اتفاق فوق فکر نموده و رفتار آن دو تا مامور خشن نا خودآگاه رفتار و کردار خوارج را تداعی میکرد و وقتی رفتار و کردار برادران اهل سنت را که به گرمی ارتباط برقرار می نموده و با رفتار دو تا مامور فکر میکردم هیچ گونه سنخینتی پید ا نکردم و واقعا" حساب برادران اهل سنت با گروه وهابی قابل قیاس نبوده و شاید در تضاد کامل می باشند

ضمنا" شاید این شائبه بوجود آمده که چون خرید و فروش سیگار در عربستان ممنوع بوده آنان چنین حرکتی بروز داده اند ولی در عربستان کشیدن سیگار معمولی بوده و بارها نه تنها مردم حتی شرطه های زیادی در حال کشیدن سیگار دیدم دقیقا" یادم می آید وقتی در مکه در اطراف  حرم حاج حسین دنبال سیگار بوده و مغازه دار بحث دستگیری را مطرح می کردند شرطه هایی را می دیدم که سیگار کشیده و من به آنان اعتراض نموده ام که آنان که خودشان سیگار می کشند چطور خودشان رعایت نمی کنند لذا فهمیدم  در عربستان خرید و فروش ممنوع بوده ولی کشیدن سیگار ایرادی ندارد

همین امروز خبری از روزنامه ایران در رابطه با توهین ماموران وهابی عربستان به زائرین ایران خواندم که بد نیست جهت مطالعه آن روی ادامه مطلب کلیک فرمائید

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 12:43  توسط حسن مجیدی  | 
فرارسيدن عيد سعيد فطر را بر تمام روزه داران و مسلمانان تبريك عرض مي نمايم .
 
بار الها . اي سزاوار يزرگواريها . بزرگي . سزاوار بخشش وقدرت و سزاوار گذشت و مهرباني . سزاوار پرهيزگاري و آمرزش . به حق اين روزي كه آن را براي مسلمانان عيد و براي محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضليت قرار دادي از تو مي خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستي و مرا در هر خيري وارد كني كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردي و از هر سوء و بدي خارج سازي كه محمد و آل محمد را خارج ساختي درود و صلوات تو براو و آنها . خدواندا از تو مي طلبم آنچه بندگان شايسته ات از تو خواستند و به تو پناه مي برم از آنچه بندگان نيكو كارت به تو پناه بردند .
 

  نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:20  توسط حسن مجیدی  | 

یکی از راههای مهم و اساسی در جهت سرگرم نمودن جوانان و یا خیلی از میانسالها و پیرمردها که از قبل طرفدار تیمهای پیروزی و یا استقلال بوده اند ایجاد جنگ روانی در جامعه در رابطه با مسابقه فوتبال مابین 2 تیم فوق الذکر بوده است و من یادم نمی آید که مسابقات آنان علی رغم حضور تماشاگران بی شمار بار فنی داشته باشد در این ارتباط رسانه های جمعی علی الخصوص تلویزیون  چنان به مسائل التهاب آور دامن میزنند و بعضا" می بینیم آنهائیکه هیچ سررشته ای از فوتبال نداشته بطور ناخود آگاه اسیر موج طوفان تبلیغات شده و بطور استرس زا بازی را تماشا می کنند من علی رغم اینکه قبلا" فوتبال می کرده و الان هم هفته 2 شب با دوستان به فوتسال می روم هیچگونه حساسیتی به این مسابقات ندارم و در این چند سال اخیر یادم نمی آید که بازی راتا آخر دیده باشم چون به این تجربه دست یافته که مسئولین عزیز مملکت ما فوتبال را وسیله ای برای پوشش و سرپوش گذاشتن مشکلات جوانان  و کشور قرار داده و نیز آدمهای فوتبالی بطور فجیع نامرد شده و زبیائیهای فوتبال را به لجن کشیده اند شما این روزها بی حرمتی های زیادی  در ورزش فوتبال می بینید منباب نمونه رفتار خبرنگاران – مربیان – بازیکنان – مدیران باشگاه که اخلاق را درورزش به صفر رسانده اند باینحال با توجه به اینکه این بازی برگزار می شود به نظرم  امسال استقلال با داشتن مهره های قوی تر و  بکارگیری درست و مناسب بازیکنان توسط قلعه نوعی می تواند بر پیروزی غلبه کند در سال گذشته هم استقلال لیاقت پیروزی را داشت که به علت تعویض تاکتیک تبم به سمت دفاعی توسط حجازی مسابقه مساوی شده است . این نظرم دلیل بر آبی بودنم نیست چراکه هیچگونه حساسیتی به این دو تا تیم ندارم و این احتمال هم هست اگر واعظی که در این چند بازیهای گذشته با دروازه بانی خوبش مانع شکست پیروزی شده عامل پیروزی تیم پرسپولیس شود و یا براساس سیاست سیاسیون گرامی بازی به مساوی کشیده شود ولی استقلال مهر ه های قوی تری نسبت به حریف دارد اگر اسیر احساسات نشود پیروزی آنان منطقی تر به نظر میرسد

ضمنا بد نیست در این ارتباط خاطره ای از این بازیها که در سال 80یا 81 بود برای من اتفاق افتاد  برای شما نقل کنم من با هزار دوندگی مقدار 3000 لیتر گازوئیل جهت شوفاژ منرلم حواله گرفته بودم و در همان روزی که مسابقه این دو تا تیم بوده تلفن  زنگ زده و گفته اند می خواهیم گازوئیل شما را بیآوریم و من در جواب گفتم لطفا" تا قبل از شروع بازی بیاورید ولی  درست در زمان شروع بازی راننده حامل گازوئیل آمد و من به او گفتم الان موقع آوردن گازوئیل بود ؟ در جواب گفت مگر چه خبره "؟ گفتم مسابقه فوتبال پیروزی و استقلال شروع شده است گفت خدا پدرت بیامرزه برو فکر نان باش که خربزه آب است عجب حالی داری و من هم با اکراه با او همراه شده تا گازوئیل را خالی کنیم ماشین در کوچه بود و سر شلینگ را از بالای دیوار گرفته و در زیر انبار داخل تانکر گذاشتم بعد از جند لحظه راننده آمد گفت برو فوتبالت را تماشا کن  من مواظبم وقتی تمام شد با خبر ت می کنم من هم سریع به اتاق  رفته تا فوتبال را بینم حدو 15 دقیقه بعد وقتی به داخل زیر انبار رفتم شوکه شدم انبار شده بود یک استخر . مشخص شد وقتی من به تماشای فوتبال رفتم آقای راننده  زیر قولش زده و نزد ماشینش رفته و بعد از آن  سر شلینگ بعلت فشار از تانکر بیرون زده یود وگازوئیل بجای تانکر در زیر انبار تخلیه میشد و  بعلت وجودپیاز  که یکی از آنها سر چاه گیر کرده بو د تمام گازوئیل در زیر انبار پخش شده بود راننده را صدا زدم وقتی آمد و زیر را  انبار را دید هاج و واج مانده یود و شاید مدت 5 دقیقه هیچ حرفی نمی زدیم  النهایه این بود سر خیر مسابقه فوتبال پیروزی و استقلال  . تازه وقتی در وهله اول وارد زیرانبار شدم شوکه شده کاپشنم از دو شم افتاد و موبایلم داخل آن بوده هم سیم کارت سوخت و هم گوشی خراب شد تازه چشم تان روزبد نبید حدود 5 ساعت تا ساعت 10شب با سطل گازوئیل را گرفته و داخل تانکر گذاشتم . البته حدود 1000 لیتر داخل چاه رفته بود و این همه مشکلات فقط بخاطر 15 دقیقه فوتبال دو تیم فوق بود

  نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 1:8  توسط حسن مجیدی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM